أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
13
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
القلوب و قرّة الاعين و انّهم مع ذلك لمجبنة مبخلة محزنة ، گفت : ايشان ميوهء دلاند و روشنائى چشماند و با اين سبب بخيلى و بددلى و اندوهند و ديگر از جملهء مشتهيات مالهاى بسيار است از زر و نقره و اسبان بچرهزار و مرغزار فرستاده يا نشان كرده بعلامتى و داغى معيّن يا غير آن از سپيدى پيشانى و دست و پايهاى ايشان ابو صالح از بو هريره از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرد كه قنطارى دوازده هزار اوقيّه باشد و بروايت حسن بصرى از انس از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دو هزار دينار باشد ابو بصره گفت : پوست گاوى پر از زر يا از سيم باشد و معنى مقنطره بر هم نهاده باشد . امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرد كه چون خداى تعالى خواست تا اسب آفريند باد جنوب را گفت كه : من از تو خلقى خواهم آفريدن يعنى آن فرشتگان را كه بر باد جنوب موكّل باشند خلقى كه عزّ اولياء و دوستان من باشند و مذلّت دشمنان من و جمال اهل طاعت من ، فرشتگان گفتند : بار خدايا فرمان تراست حق تعالى از باد جنوب اسبى بيافريد آنگه گفت : من ترا غريب آفريدم و خير در پيشانى تو بستم و غنيمتها بر پشت تو مجموع بود خداوند ترا بر تو مهربان كردم و ترا پرندهء بىپر گردانيدم ؛ فأنت للطّلب و أنت للهرب ، ترا براى طلب دارند و براى هرب دارند . من بر پشت تو مردانى را سوار كنم كه تسبيح و تهليل و تمجيد و تحميد و تكبير من كنند و تو بتسبيح و تهليل ايشان تسبيح و تهليل كنى آنگه گفت : هيچ تسبيح و تهليل نباشد كه او بشنود و الّا بمانند آن جواب دهد آنگه گفت : چون فرشتگان صفت اسب شنيدند و خلقش بديدند گفتند : بار خدايا ما فرشتگان توايم تسبيح و تمجيد تو ميكنيم نصيب ما چيست ؟ - حق تعالى براى ايشان اسبانى ابلق آفريد گردنهاى ايشان چون گردنهاى شتران بختى چون اسب را به زمين فرستاد و پايهاى او به زمين قرار گرفت صهيل كرد حق تعالى گفت : بركت بر تو باد از جانورى كه من بصهيل تو مشركان را ذليل كنم و گوشهاىشان پر كنم و دلهاىشان به تو بترسانم چون خداى تعالى چيزها را بر آدم عرضه كرد گفت : بگزين آنچه خواهى ، او اسب بگزيد خداى تعالى گفت : عزّ خود و عزّ فرزندان خود اختيار كردى تا زنده باشى و زنده باشند بركت من بر تو باد و بر ايشان ،