أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
141
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
روا باشد كه : هر ساعت مرگ بديشان رسد و روا باشد كه : سالهاى بسيار بمانند پس شما كه مؤمنانيد چون ايشان مباشيد درين گفتن تا خداى تعالى اين معنى در دلهاى ايشان بحسرت كند نه در دلهاى شما ، و حسرت ايشان از آن بود كه ايشان را گمان بود كه مسلمانان با ايشان موافق باشند درين گفتار چون خلاف كردند حسرتى شد ايشان را و هم از آن اعتقاد فاسد بود كه كرده بودند كه اگر ايشان نرفته بودندى نمردندى چون رفتند مردند ؛ كارى فائت شد ، حسرت از آن خوردند كه چرا رها كرديم ايشان را . و « حسرت » اندوه باشد بر چيزى فائت شده كه مرد گمان برد كه بخواهد رسيدن . آنگه خبر داد كه : مرگ و زندگانى تعلّق بخداى دارد بحضر و سفر بنگردد . و خداست كه او زنده دارد و بميراند نه اسبابى كه ايشان گمان بردند و خداى بدانچه شما ميكنيد بيناست ، مورد اين آيت تهديد و وعيدست . [ سوره آلعمران ( 3 ) : آيات 157 تا 158 ] وَ لَئِنْ قُتِلْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَحْمَةٌ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ ( 157 ) وَ لَئِنْ مُتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لَإِلَى اللَّهِ تُحْشَرُونَ ( 158 ) حقّ تعالى ردّ كرد بر منافقان كه گفتند : « لَوْ كانُوا عِنْدَنا ما ماتُوا وَ ما قُتِلُوا » گفت : اگر شما را در راه خدا بكشند يا در سفر بميريد آمرزش و رحمت خداى شما را بهتر بود از آنچه منافقان جمع ميكنند از حطام دنيا . و در آيت دليل است از روى تقسيم كه : مرگ در غربت شهادت است چنان كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : من مات غريبا فقد مات شهيدا ، و اگر بميريد يا شما را بكشند مرجع شما با خداست و محشر بنزديك اوست اگر بنكشتند مرد را بميرد بهر حال از مرگ چاره نيست اگر بقتل و شهادت رود زنده باشد ؛ بل احياء عند ربّهم ، و اگر بمرگ رود اين پايه نيابد و اگر بجوانى نميرد لابد بپيرى بميرد . من لم يمت عبطة يمت هرما * للموت كأس فالمرء ذائقها پس رفتن با اعزاز و اكرام اوليتر .