أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
139
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
تعالى گفت : اى محمّد بگو ايشان را بر وجهى كه طمع ايشان منقطع گردد كه فرمان همه خدايرا است و كار آنست كه خداى كند عبد الله عبّاس گفت بروايت ضحّاك كه : مراد بآيت تكذيب قدر است كه منافقان به قضا و قدر ايمان نداشتند بيشتر غم ايشان از آن بود ؛ بيانش قول رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : الايمان بالقدر يذهب الهمّ و الحزن ، آنگه حق تعالى بيان نفاق ايشان كرد و گفت : در دل ميدارند آنچه آشكارا نميكنند آن را از بهر تو و سيرت منافقان اين باشد كه در دل خلاف آن دارند كه به زبان گويند آنگه آنچه لايق اعتقاد ايشان بود حق تعالى با رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باز گفت ، گفت : ميگويند كه : اگر ازين كار ما را چيزى بودى و ما را درين دين و ملّت كارى بودى ما را اينجا نكشتندى پنداشتند كه علامت حقّى دين و مذهب آن باشد كه هيچ وهن و ضعف نيفتد و ندانستند كه بسيارى پيغمبران را بكشتند و آن در حقّى ايشان و ملّت ايشان خللى نكرد . آنگه حقّ تعالى گفت : بگو ايشان را كه : از وجود شما بس غنائى نيست و از عدم شما بس خللى نيست كه اگر شما در خانههاى خود نشينيد بيرون آيند آنان كه قتل و كشتن بريشان نوشتند يعنى واجب كردند بخوابگاههاى خويش يعنى ايشان را هيچ غمى و اندوهى نباشد از حرب ، بحربگاه چنان بنشاط آيند كه كسى بخوابگاه خود رود ، و تا خداى امتحان و آزمايش كند آنچه در دلهاى شماست ، يعنى آنچه در دل داريد از نفاق اظهار كند رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را و مؤمنان را . و تا خالص و ويژه گرداند آن را كه در دلهاى شما است مؤمنان را چنان كه گفت : « ما كان اللّه ليذر المؤمنين على ما أنتم عليه حتّى يميز الخبيث من الطيّب » و او را بدين ابتلا و امتحان احتياج نيست از آنكه امتحان كسى كند كه نداند تا بداند و او عالم الذّات و عالم الغيب است ، بدانچه در سينههاست عالم باشد . اين امتحان از بهر رسول و مؤمنان كرد تا آنچه در دل داريد از نفاق بر آن اطّلاع يابند . [ سوره آلعمران ( 3 ) : آيه 155 ] إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطانُ بِبَعْضِ ما كَسَبُوا وَ لَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ ( 155 )