أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
135
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
و اسراف ما را و از حدّ در گذشتن ما در كار خويش ، و ثابت گردان قدمهاى ما را يعنى با ما الطافى كن كه پاى ما به آن بر جاى بماند و ما را ظفر و نصرت ده بر كافران ، ايشان چنين گفتند و گفتار ايشان اين بود چرا شما كه امّت محمّديد چنين نگفتيد ؟ لا جرم خداى تعالى ايشان را هم ثواب دنيا داد يعنى ظفر بر دشمن و غنيمت و نيكوئى ثواب آخرت ايشان را كرامت كرد و ايشان بدانچه كردند نيكوكار بودند و خداى تعالى نيكو كاران را دوست دارد ، ثواب دنيا منافع دنيا است و اين در دنيا مجاز است و در آخرت حقيقت بود و ثواب نفعى بود مستحقّ را مقرون با تعظيم و تبجيل ، و عقاب بر ضدّ اين بود . [ سوره آلعمران ( 3 ) : آيات 149 تا 150 ] يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تُطِيعُوا الَّذِينَ كَفَرُوا يَرُدُّوكُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خاسِرِينَ ( 149 ) بَلِ اللَّهُ مَوْلاكُمْ وَ هُوَ خَيْرُ النَّاصِرِينَ ( 150 ) اى مؤمنان اگر شما فرمان كافران بريد امير المؤمنين على عليه السّلام گفت : مراد بدين كافران منافقانند كه مؤمنان را گفتند در غزاة احد كه : باسر دين اوّل شويد و با نزديك پدرتان شويد ايشان شما را باز گردانند بر آن عقب كه آمدهايد يعنى با كفر آنگه خاسر و زيانكار گرديد فرمان ايشان مبريد و فرمان خداى بريد كه خداى يار و ناصر شماست و او بهترين يارى كنندگان است . [ سوره آلعمران ( 3 ) : آيه 151 ] سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ بِما أَشْرَكُوا بِاللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً وَ مَأْواهُمُ النَّارُ وَ بِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِينَ ( 151 ) سدّى گفت : چون ابو سفيان و اصحابش آن قتل بكردند و آن وهن در صحابهء رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم افتاد و روى بمكّه نهادند چون بعضى راه برفتند ابو سفيان گفت : خطا كرديم و ما قوم بسيار را از اينان بكشتيم و جمعى را متفرّق بكرديم و ازيشان جز جماعتى ضعيف و اندك نماند چرا بيامديم ايشان را استيصال نكرده ؛ بيائيد تا باز گرديم و ايشان را مستأصل بكنيم عزم كردند كه باز گردند خداى تعالى ترس در دل ايشان افكند تا باز نيارستند گشتن ، خداى رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را خبر داد تا او و اصحابش ايمن باشند از آن كه ايشان باز گردند يا باز خواهند گشتن و گفت : ما در دل كافران يعنى ابو سفيان و اصحاب