أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

126

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

سخاوت كنم برحمت خود بر آنكس كه بخل كند بطاعت من . در خبر است كه چون اين آيت آمد [ وَ الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً ] ابليس بگريست آنگه گفت : بعزّت تو كه تا توانم اغراء و اغواء ايشان كنم حق تعالى گفت : بعزّت من كه بيامرزم ايشان را مادام كه استغفار كنند . [ سوره آل‌عمران ( 3 ) : آيات 137 تا 139 ] قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُروا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ ( 137 ) هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ ( 138 ) وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ ( 139 ) حق تعالى بر سبيل وعظ و اعتبار ياد مكلّفان ميدهد احوال گذشتگان و آنكه پيش از شما بودند و گناه كردند و كافر گشتند و عقوبت ديدند ميگويد كه : بگذشتند پيش از شما امثال و مانند شما بسيارى از امّتان كه ايشان را منهاجى و سنّتى و دينى بوده است اگر متابعت كردندى خداى از ايشان راضى شدى ايشان متابعت نكردند و پيغمبران را بدروغ زن داشتند تا لا جرم آنچه جزاى ايشان بود بسزا بديشان رسيد پس برويد در زمين و بنگريد تا عاقبت آن كافران و مكذّبان چگونه بود و بكجا رسيد اين قرآن بيانى و دلالتى و حجتّى است مردمانرا و هدايتى يعنى لطفى كه مكلّف را به راه بهشت و ثواب برساند و موعظتى و پندى است پرهيزگاران را ، اگرچه قرآن جز متّقيان را نيز لطف است امّا چون ايشان بدان متّعظ و مهتدى ميشوند ايشان را تخصيص كرد آنگه حق تعالى تسليت كرد مؤمنان را از آن وهنى كه روز احد افتاد و حثّ كرد ايشان را بر آنكه دگر تكاسل و تثاقل نكنند گفت : [ وَ لا تَهِنُوا ] و سستى مكنيد و ضعف و بد دلى پيشه مگيريد و از آنچه رفت رنجور و دلتنگ مباشيد و اندوهگن مشويد كه احوال كارزار چنين باشد تارة لكم و تارة عليكم ، آنچه شما را باشد بفتح و ظفر و توفيق خداى باشد و آنچه بر شما باشد از تخاذل و تثاقل و تكاسل شما بود تا خذلان او شما را دريابد و از مقصود بازمانيد و درين روز پنج مهاجر معروف را بكشتند و هفتاد مرد انصارى را ، از جملهء مهاجر يكى حمزهء عبد المطلب بود رحمة اللّه عليه كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم او را سيّد الشهداء خواند هند زن أبو سفيان وحشى را جعلى