أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

114

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

لعمرى لقد اعذرت في نصر أحمد * و طاعة ربّ بالعباد عليم اميطى دماء القوم عنه فانّه * سقى آل عبد الدّار كأس حميم و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : خذى يا فاطمة فقد ادّى بعلك ما عليه و قتل اللّه بسيفه صناديد قريش [ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ] و خداى شنواست اقوال ايشان را و داناست باحوال ايشان . [ سوره آل‌عمران ( 3 ) : آيه 122 ] إِذْ هَمَّتْ طائِفَتانِ مِنْكُمْ أَنْ تَفْشَلا وَ اللَّهُ وَلِيُّهُما وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ( 122 ) ياد كن اى محمّد چون عزم كردند دو گروه از شما كه بگريزند و گفته‌اند كه : اين همّت خطور الشىء بالبال است و عزم بر فرار از زحف معصيت است و خداى تعالى ميگويد : [ وَ اللَّهُ وَلِيُّهُما ] و خداى يار ايشان بود و خداى يار آن نباشد كه عزم معصيت كند و اين دو گروه يكى بنو سلمه بود از خزرج و يكى بنو حارثه از اوس و ايشان جناح لشكر بودند راوى خبر گويد كه : چون لشكر رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به جائى رسيدند كه آن را اشراط گويند عبد الله ابىّ سلول برگشت با سيصد مرد و گفت : چه مهمّ است ما را خويشتن بدست خود علف شمشير كردن ابو جابر از پس او ميرفت و ميگفت : يا عبد اللّه از خداى بترس رسول خداى را و مسلمانان را رها ميكنى و ميروى اين دو گروه نيز همّت كردند كه بروند خداى تعالى ايشان را لطف كرد و توفيق داد بر جاى بماندند و نرفتند خداى تعالى اين نعمت ياد ايشان داد و خداى يار ايشان بود بلطف كه بايشان كرد در خبر است كه جابر گفت : كاشكى اين همّت از ما بودى و در حقّ ما اين ولايت آمده بودى كه [ وَ اللَّهُ وَلِيُّهُما ] و بر خداى بايد كه مؤمنان توكّل كنند يعنى بر خداى و بر جز خداى نه . [ سوره آل‌عمران ( 3 ) : آيه 123 ] وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ( 123 ) حقّ تعالى درين آيت تذكير نعمت كرد و گفت كه : خداى تعالى شما را كه مسلمانانيد نصرت كرد و يارى داد ببدر و شما ذليلان و حقيران بوديد و شما را عددى و مددى و سازى و آلتى نبود پس از خداى بترسيد تا بود كه شاكر باشيد و ثواب شما ثواب شاكران بود شعبى گويد : [ بدر ] نام مردى است كه آن چاه را به او باز خوانند و گفته‌اند كه : نام آن موضع است و اين اوّل غزاتى بود كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آنجا بنفس خود حاضر بود و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم