أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
102
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
محتاج و خداى تعالى عالم است و غنى ، او راست ملك آسمان و زمين و هر چه در آسمان و زمين است همه او راست و مرجع و مزد همه كارها با اوست و به هيچ حال او را حاجت نباشد بظلم كردن و ظلم خواستن چه آن را كه ملك آسمان و زمين او را باشد مستغني بود . [ سوره آلعمران ( 3 ) : آيه 110 ] كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتابِ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَ أَكْثَرُهُمُ الْفاسِقُونَ ( 110 ) عكرمه و مقاتل گفتند : آيت در جماعتى از صحابهء رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمد چون عبد الله مسعود و ابى كعب و سبب آن بود كه مالك بن الضيف و وهب بن يهودا دو حبر بودند از احبار جهودان اينانرا گفتند : ما از شما بهتريم و دين ما از دين شما بهتر است خداى تعالى اين آيت فرستاد ردّ بر ايشان ضحّاك گفت : اصحاب رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله و سلّماند الرّواه الّدعاة راويان اخبار و داعيان با دين خداى كه مسلمانانرا فرمودند كه طاعت ايشان داريد و اين صفت امامانست و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : احفظونى في أصحابى فانّهم خيار أمّتى گفت : مرا نگاه داريد در ياران من كه ايشان بهينهء امّت مناند بعضى ديگر گفتند مراد جملهء امّتاند و در تفاسير اهل البيت و اخبار ايشان آنست كه آيت خاصّ است در حقّ أئمّهء معصومين عليه السّلام براى آنكه لفظ خير در مقتدايان امّت روا باشد آنگه آن صفات كه آيت متضمّن آنست لايق حال ايشانست سلمان فارسى رحمة اللّه عليه روايت كرد كه در عهد عمر خطاب مردى بيامد از احبار جهودان و پرسيد كه خليفهء محمّد كيست كه بر جاى اوست ؟ - او را به عمر هدايت كردند او بيامد و گفت : أنت خليفة محمّد ؟ - گفت : آرى گفت : إنّى سائلك عن ثلاث و ثلاث و واحدة گفت : من ترا خواهم پرسيد از سه مسئله و سه مسئله و يكى ، گفت : چرا نگفتى هفت مسئله ؟ - گفت : از بهر آنكه اگر از سه اوّل بپرسم جواب يابم سهء ديگر بپرسم و اگر نه خود را و ترا رنجه ندارم عمر گفت : فاذا عليك بعلىّ بن ابى طالب ، او را بنزديك على فرستاد او بيامد و على را گفت : من ترا سؤال خواهم كرد چنان كه اوّل گفته بود گفت : سل عمّا بدا لك بپرس از هر چه خواهى ، گفت : خبر ده مرا از اوّل درخت كه در زمين برست و از اوّل سنگى كه بر زمين بنهادند و از اوّل چشمهء كه در زمين پديد آمد گفت : امّا شما كه جهودانيد گوئيد