أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
22
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
و سود ندارد مگر دين ؛ و برين قول دين اسلام باشد ، چگونه « يوم » گفت و يوم عبارت است از طلوع آفتاب و آن روز آفتاب نباشد ؟ - همچنين است امّا بيوم عبارت كرده است از اوقاتى كه در آن اوقات تاريكى نباشد چنان كه در روز پس بر سبيل تشبيه آن را يوم خواند . [ سوره الفاتحة ( 1 ) : آيه 5 ] إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ( 5 ) ترا مىپرستيم و از تو خداى يارى ميخواهيم و استعانت ميكنيم يعنى عبادت هيچ كس را نيست الّا تو خداى را و استعانت و يارى از هيچكس نميخواهيم الّا از تو خداى ، « عبادت » غايت تواضع و خشوع و خضوع است مر خداى را و ذليل گردانيدن نفس است در بندگى خداى ، تكرار « ايّاك » از بهر استلذاذ را كرد بذكر او چنان كه شاعر گفت : يقولون ليلى أرسلت بشفاعة * إلىّ فهلّا نفس ليلى شفيعها و از بهر تأكيد بيان و غرض « 1 » را ابو زيد گفت : « 2 » اصل « ايّا » « اى يا » بوده است « اى » تنبيه را و « يا » ندا را همزه بكسر كردند و يا را در يا ادغام كردند ، ابو عبيد گفت : اصل « اويا » بوده است بمعنى رجوع من الايوا واو را با يا كردند و ادغام كردند . بدانكه عبادت اسمى است شامل افعال قلوب و افعال جوارح را اوّل بايد كه بدل خاشع و خاضع باشد و قصد او در آن عبادت جز معبود او را نبود و نيّت را از وجوه « 3 » شوائب دور دارد و آنچه افعال جوارح است آنست كه بر وجه مشروع و مأمور به كند و ترك محرّمات هم از عبادت است از آنكه پيغمبر صلى اللّه عليه و آله أبو ذر غفارى را گفت : كن ورعا تكن اعبد الناس ؛ پارسا باش تا عابدترين مردمان باشى ، يحيى معاذ را گفتند : بنده كى عابد باشد ؟ - گفت : هرگه كه درجه عبوديّت را ملازمت كند ، گفتند : كى درجهء عبوديّت را ملازمت كرده باشد ؟ - گفت : هر گه كه به اين شرايط بود كه از دلى صادق گويد : بار خدايا اگر بدهى شكر كنم و اگر ندهى صبر كنم و رضا دهم ، و اگر بخوانى اجابت كنم
--> ( 1 ) - - در تفسير ابو الفتوح « عرض » به عين مهمله درج شده است ( ج 1 : ص 32 ) . ( 2 ) - - از عبارت « ابو زيد گفت » تا « ادغام كرديد » در نسخهء قديمى نيست . ( 3 ) - - در نسخهء قديمى « از جملهء » .