أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

12

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

گويد : هذا بينى و بين عبدى ؛ اين ميان من و ميان بندهء من است ، و چون گويد اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ ؛ تا به آخر سوره ؛ خداى تعالى گويد : هذا لعبدى و لعبدى ما سأل ؛ اين بندهء مراست خاصّ ؛ و بندهء مراست آنچه خواست . 10 - سورة الحمدش خوانند از براى اينكه اوّل آن لفظ حمد است « 1 » . اين سوره مكى است يا مدنى خلاف كرده‌اند عبد الله عباس گفت : مكّى است مجاهد گفت : مدنى است ، و بعضى ديگر گفتند : هم مكّى است و هم مدنى ؛ و اصحّ آنست كه مكّى است ، روايت است از امير المؤمنين على عليه السّلام كه گفت : نزلت فاتحة الكتاب بمكّة من كنز تحت العرش ؛ اين بمكّه فرود آمد از گنجى زير عرش ، ابن عباس گفت : چون رسول صلى اللّه عليه و آله بمكّه باداء رسالت برخاست اوّل سخن او اين بود كه گفت : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ ؛ تا آخر سوره بخواند قريش گفتند : فضّ اللّه « 2 » فاك خداى دهانت بشكناد و نيز رسول خداى بالاى ده سال بمكّه مقام كرد پس از بعثت و نماز كرد و درست شده است كه نماز تمام نباشد مگر بدين سوره ؛ پس بايد كه مكّى باشد . و در اخبار بعثت آمده است كه روزى رسول خداى صلى اللّه عليه و آله بر كوه حراء بود ناگاه سايهء بر سر او افتاد نگاه كرد تا چيست شخصى را ديد پرها باز گشاده و همه روى آسمان بپوشيده ندا ميكرد كه : السلام عليك يا محمّد اقرأ ؛ بخوان ، رسول گفت : من پيش از آن آوازى شنيده بودم و كسى را نديده خديجه را از اين خبر دادم و خديجه عمّ خود ورقهء نوفل را خبر داد او گفت : اى خديجه محمد را بگوى كه ازين هيچ غم مدار چون آواز بشنوى بر جاى بايست تا خود چه باشد تا اين روز كه رسول صلى اللّه عليه و آله اين حالت و صورت معاينه بديد بترسيد بغايت و پاى بر جاى داشت و گفت : ماذا أقرأ و لست بقارئ چه خوانم كه خواننده نيم ؟ - گفت : بر خوان بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ تا آخر سوره ؛ رسول بشنيد و ياد گرفت و برخواست و باز آمد تب گرفته و گفت : زمّلونى دثّروني مرا باز پوشيد

--> ( 1 ) - - اين اسم و وجه تسميه در غالب نسخ نيست و در ابو الفتوح نيز به خود اسم اكتفا شده . ( 2 ) - - در عده‌اى از نسخ « دق » بجاى « فض » .