أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

7

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : هر كه قرآن از دفتر خواند مادر و پدرش را بيامرزند و اگر مشرك بوده باشند تخفيف عذاب كنند ، و هر كه قرآن از برخواند و گمان برد كه خداى تعالى وى را نيامرزيد او از جملهء مستهزئان بود . حارث اعور روايت كرد از امير المؤمنين على عليه السّلام كه گفت : يك روز رسول صلى اللّه عليه و آله ذكر فتنه ميكرد ما گفتيم : يا رسول اللّه خلاص از آن بچه باشد ؟ - گفت : بكتاب خداى تعالى كه در او خبر آنان است كه بيش از شما بوده‌اند و خبر آنان كه پس از شما باشند ، و حكم آنچه در ميان شما رود ، و آن فصل است نه هزل ، هيچ جبّار نباشد كه آن را رها كند الّا كه خداى تعالى پشت او بشكند ، و هر كس بجز قرآن طلب هدايت كند گمراه شود ، او حبل متين است ، و ذكر حكيم است ، و صراط مستقيم است ، آن است كه بر زبانها پوشيده نشود ، و هواها او را كژ نكند ، و از بسيار خواندن كهنه نشود ، علما از او سير نشوند ، و عجائب او واته « 1 » نرسد ، آن است كه چون جنّيان بشنيدند گفتند : انّا سمعنا قرآنا عجبا يهدى الى الرشد ، هر كه از او گويد راست گويد ، و هر كه به او حكم كند عادل باشد ، و هر كه دست در او زند به راه راست باشد ، خذها يا اعور اين حديث بستان اى اعور « 2 » . فصل در فضل علم قرآن از قرّاء صحابه چون عبد اللّه مسعود و أبى كعب رحمهم اللّه روايت كرده‌اند كه رسول صلى اللّه عليه و آله از قرآن ده آيت بر گرفتى از آن در نگذشتى تا ما را علم آن معلوم نكردى جملهء آنچه در آن به كار بايستى تا ما چون قرآن تمام فرا گرفتيم علم قرآن بدانستيم عبد اللّه عباس گويد : هر كه قرآن خواند و تفسيرش نداند بمنزلت اعرابى باشد كه نداند كه چه ميخواند حسن بصرى گفت : و اللّه كه خداى تعالى هيچ آيت نفرستاد و الّا خواست تا علم آن بدانند و معنى آن ، و آنكه چرا آمد و در چه سبب آمد از سفيان ثورى شنيدند كه گفت : آه كه ما عمر خويش در ظهار و ايلاء صرف كرديم و كتاب

--> ( 1 ) - - يعنى بته و آخر . ( 2 ) - - محدث نورى ( ره ) در مستدرك الوسائل ( ج 1 ، ص 289 ) آن را از تفسير ابو الفتوح نقل كرده .