أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

مقدمهء كتاب 53

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

او رفتم پس از هر درى سخن بميان آمد تا منتهى به اين شد كه ايشان اظهار داشتند اگر موافقت كنيد آرزومندم كتابى را كه بدين و دنياى مسلمانان مفيد و مايهء ثواب جاودانى و نيكنامى دو جهانى باشد بدستيارى و همكارى شما طبع و نشر كنم و در صفحهء روزگار از خود بيادگار گذارم نگارنده وعدهء موافقت داد و بطهران برگشت پس از آنكه دوست نامبرده نيز بطهران برگشت به قصد انجاز وعدهء مذكور و اقدام بمقاولهء مزبور ببنده منزل تشريف آوردند نگارنده بعد از آنكه فكر زياد در پيرامون اين كار كرد جلاء الاذهان و جلاء الاحزان را براى اين منظور پيشنهاد كرد زيرا بنظرش چنين آمد كه بىشبهه در طبع و نشر آن رضاى خالق و صلاح مخلوق هست بعد از آنكه آن پيشنهاد مورد قبول آن دوست عزيز قرار گرفت فكر اقدام بتهيّهء وسائل آن به عمل آمد ليكن چون مرحوم خلد آشيان حاجى سيّد نصر اللّه تقوى قبل از ما بفكر نشر اين كتاب شريف افتاده و بصدد طبع آن برآمده بود ولى اجل او را مهلت نداد كه اين كار در حيات او صورت انجام به خود بگيرد خلف صدق آن مرحوم جناب حاجّ آقا جمال الدّين اخوى نظر بطيب نفس و صفاى باطن كه خداى تعالى در جبلّت ايشان وديعه گذاشته پيوسته اين قبيل نيّات مقدّسهء آن مرحوم را تعقيب كرده و ميكنند چون به اين امر واقف شدند مايل شدند كه طبق دستور قرآنى « تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى » در اين امر خير سهيم و در اين صدقهء جاريه شريك باشند پس چون بهمّت اين دو رادمرد خير انديش وسائل مادّى اين كار فراهم شد نگارنده مشغول تهيّهء مقدّمات طبع آن شده شروع بمقابلهء نسخ و تصحيح كتاب و طبع آن نمود اميد آنكه خداى تعالى اين خدمت را بحرمت حضرت ثامن الحجج عليه السّلام كه درخواست موفّقيّت به آن بشفاعت آن واسطهء فيض وجود و رابطهء غيب و شهود بوده است قبول و در نامهء اعمال هر سه نفر عنوان حسنات و سرنوشت باقيات صالحات و صدقات جاريات گرداناد بكرمه و فضله و منّه و احسانه . نسخى از جلاء الاذهان كه اساس طبع بر آنها بوده است نظر به آنكه تفسير جلاء الاذهان نسبت بتفسير روض الجنان كوچكتر بوده و در عين حال كه اختصار داشته مفيد بوده زيرا از اطناب مملّ و ايجاز مخلّ عارى بوده