أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

369

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

و نماز بپاى داشتند و زكات مال بدادند ايشان را بود مزد ايشان بنزديك خداى تعالى و بر ايشان ترسى نبود يعنى نترسند و اندوهگن نشوند . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيات 278 تا 279 ] يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ذَرُوا ما بَقِيَ مِنَ الرِّبا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ ( 278 ) فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ إِنْ تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُؤُسُ أَمْوالِكُمْ لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُونَ ( 279 ) ابن عباس گفت : آيت در حقّ عبّاس عبد المطّلب آمد و عثمان عفّان و آن آن بود كه ايشان خرماى بسيار بسلف خريده بودند چون وقت محلّ در آمد مطالبه كردند ايشان گفتند : اگر حقّ شما بدهيم ما را چيزى نماند و ما بىبرگ بمانيم آنچه شما راست نيمه بستانيد و نيمه مضاعف كنيد تا دگر سال بدهيم همچنين كردند رسول صلى اللّه عليه و آله بشنيد نهى كرد و خداى تعالى اين آيت فرستاد ايشان انقياد كردند و سرمايه بستدند ميگويد : اى مؤمنان از خداى و عقاب خداى بترسيد و رها كنيد آنچه شما را بر مردم مانده است از ربا اگر شما مؤمنانيد و بخداى ايمان آورده‌ايد ، خداى ميفرمايد كه : رها كنيد كه اگر نكنيد و فرمان نبريد خداى را بدانيد و آگاه باشيد بحربى از خداى و رسول خداى يعنى اگر بازنايستيد از ربا خوردن بدانيد كه شما محارب خداى و رسول خدائيد . عبد الله عباس گفت : روز قيامت ربا خواره را گويند : خذ سلاحك للحرب ، سلاح برگير تا با خداى كارزار كنى و گفت : هر كس كه اصرار كند بر ربا بر امام مسلمانان بود كه وى را تنبيه كند اگر توبه نكند گردنش بزند اهل معانى گفتند : [ بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ ] حرب خداى با او آتش دوزخ بود و حرب رسول با او جهاد بود بتيغ و اگر توبه كنيد از ربا بهر حال در سرمايه نقصانى نبود سرمايه شما را بود و چون سرمايه بستانيد و از سود كه رباست درگذريد شما ظلم نكرده باشيد و بر شما ظلم نكنند . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 280 ] وَ إِنْ كانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلى مَيْسَرَةٍ وَ أَنْ تَصَدَّقُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ( 280 ) و اگر آنكس كه برو وام است او خداوند عسرت و درويشى باشد بر صاحب حقّ است كه او را رها كند و زمان دهد تا كه فراخ دست شود و مالى پديد آيد او را كه آن وام ادا كند و او را حبس نكنند چون اعسار او معلوم شود و اگر معلوم بود كه چيزى دارد