أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

مقدمهء كتاب 38

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

نسبت به اين موضوع در مواردى كه مقتضى دانسته است نموده پس در واقع ميتوان گفت كه جلاء الاذهان نسبت بمطالب مهمّهء مربوطه بتفسير آيات و شأن نزول آنها و نقل قصص و حكايات و سير و مغازى و غير ذلك بمثابهء اسّ اساس براى منهج الصادقين بوده است . [ صاحب منهج جلاء الأذهان را تفسير ابو الفتوح پنداشته است ] با وجود اين مرحوم مولى فتح اللّه هيچگونه تصريحى و اشارهء به اين امر نكرده است بلكه تا كنون نديده‌ام كه در جائى از آن تفسير نام ابو المحاسن يا نام تفسير او را برده باشد ليكن چون من همهء آن تفسير را به اين منظور نگشته‌ام تا بتوانم در اين باب بضرس قاطع حكم كنم بلى تا جائى كه ضرورت اقتضا ميكرده يا بحسب اتّفاق و تصادف مراجعه كرده‌ام از غالب آن موارد مراجعه صريحا معلوم مىشود كه مورد استفادهء وى جلاء الاذهان بوده است و با وجود اين ادنى اشارهء نيز نكرده است حتّى از يك عبارت وى برمىآيد كه وى جلاء الاذهان را با روض الجنان كه تفسير ابو الفتوح باشد يكى ميدانسته است . به اين معنى كه عبارتى از جلاء الاذهان نقل كرده و آن را بتفسير ابو الفتوح نسبت داده است و عبارت مذكور اين است كه در تفسير آيهء « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ » كه آيهء 59 سورهء « النّساء » است گفته : « و شيخ ابو الفتوح مكّى رازى در تفسير خود ذكر كرده كه وجه استدلال اين آيه بر امامت ائمّهء اثنى عشر آنست كه » ( تا آخر كلام او ) اگرچه عبارت تفسير ابو الفتوح و تفسير ابو المحاسن در اثر اينكه يكى از ديگرى برداشته شده نزديك به يكديگر و شبيه بهمند الّا آنكه عبارت منقوله بعبارت جلاء الاذهان شبيه‌تر است هر كه طالب تطبيق و مقابله باشد خودش مراجعه فرمايد ، بارى خوض در اين امر را درست ندارم تا وارد بحث دقيق آن بشوم منظور اشارتى بود باهل فضل و دانش ؛ و العاقل يكفيه الاشاره . كسانى كه از اين تفسير نام برده‌اند از جملهء كسانى كه از اين تفسير نام برده و مطالبى نقل كرده‌اند صاحب تفسير لوامع التنزيل است توضيح آنكه اگرچه او ضمن ذكر مآخذ تفسير خود نام جلاء -