أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
مقدمهء كتاب 36
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
من الصّحابة ( تا آخر از ذكر قضيّهء منقوله و تكذيب آن ) . حاصل ترجمه آنست كه : بياناتى كه علماى تفسير از قبيل طبرى و ثعالبى و زمخشرى در تفاسير خود ياد كردهاند كه مراد به « ارم » شهرى است كه موصوف به اين بوده كه ستونهائى داشته است و آن را شدّاد بن عاد ساخته بوده و از عبد اللّه بن قلابه نامى كه از صحابيان بوده نقل ميكنند كه او بدنبال شتر گم شدهء خود ميرفته گذرش به آن جا افتاده و آن را ديده ، اين همه دروغ است براى آنكه : « و هذه المدينة لم يسمع لها خبر من يومئذ فى شىء من بقاع الارض و صحارى عدن الّتى زعموا أنّها به نيت فيها هى فى وسط اليمن و ما زال عمرانه متعاقبا و الادّلاء تقصّ طرقه من كلّ وجه و لم ينقل عن هذه المدينة خبر و لا ذكرها احد من الاخباريّين و لا الامم » ( تا آخر استدلال او ) . [ چرا اهل تفسير مطالب گوناگون را در تفسير آوردهاند ] سرّ نقل اين قبيل مطالب در اين تفاسير شايد آن بوده است كه چون نوع مسلمانان تفاسير را در آن دوره بلكه در اين زمان نيز يك نوع دائرة المعارف عمومى ميدانستهاند طالب بودهاند كه مطالب متنوّعه را از تفاسير بدست آرند مفسّران نيز نظر به اين نكته مايل بودهاند تا مىتوانند مطالب ممتّعهء مختلفه در تفاسير خود بياورند از اين روى اين قبيل مطالب در تفاسير نقل شده است از طرفى هم جمهور علماى اسلام كه غير اماميّه باشند اسرائيليّات را از احبار يهود بوسيلهء كعب الاحبار و امثال او فراگرفته و جزء معارف اسلامى معرّفى كردهاند حتّى علاوه بر اين قسمت اجازهء نقل ضعاف را هم بوسيلهء نقل حديثى دادهاند . توضيح آنكه سيوطى در جامع صغير آورده كه رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله گفته : « حدّثوا عن بنى اسرائيل و لا حرج » و شيخ حفنى در شرح آن گفته : « أى حيث ثبت عنهم و لو بالظّنّ و ان لم يتّصل سند ذلك لبعد زمنهم بخلاف الاحاديث النبويّة فلا يتحدّث بها الّا اذا اتّصل سندها او كانت فى الكتب المضبوطة » . [ تضعيف اسرائيليات ] پس در واقع معنى حديث از قبيل مثل معروف « حدّث عن معن و لا حرج »