أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

288

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

لِعِدَّتِهِنَّ » اى لقبل عدّتهن برين قول چون حيض سيّم بيند حلال شود بمردان كه عقد برو بندند . عبد الله عباس گفت : وَ لا يَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ يَكْتُمْنَ ، معنى آنست كه حلال نبود زن را كه آنچه خداى آفريده باشد در رحم او از حيض و حمل پنهان دارد تا حقّ مرد ضايع كند از رجعت يا فرزند ، اگر حيض سيّم نديده باشد گويد كه : ديدم ، حقّ مرد ضايع كرده باشد در رجعت ، و اگر حمل پنهان كند نسب فرزند از پدر بريده كرده باشد . [ وَ بُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذلِكَ إِنْ أَرادُوا إِصْلاحاً وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لِلرِّجالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ] و شوهران ايشان سزاوارترند برجعت ايشان يعنى شوهران ايشان اولىتراند كه در ايّام عدّه با ايشان رجوع كنند كه اگر عدّه گذشته باشد اولويت ساقط گردد و شوهر را برو هيچ سبيلى نباشد اگر اصلاح خواهند و اضرار طلب ندارند ايشان برجعت اولىتر و سزاوارتر باشند از آنكه ايشان را عادت بودى كه چون خواستندى كه رنج نمايند زنان را طلاق دادندى و ايشان را رها كردندى تا انقضاى عدّه نزديك رسيدى آنگه رجعت كردندى باز ديگر باره طلاق دادندى پس ديگر باره رجعت كردندى و غرض ايشان اضرار بودى ، حق تعالى گفت : اگر اصلاح خواهند نه اضرار ايشان اولىتر باشند و زنان را نيز بر مردان حقّى بود مانند آنكه مردان را بر زنان بود بنيكوئى و معروف . در خبرست كه زن معاذ جبل رسول را صلى اللّه عليه و آله گفت : يا رسول اللّه حقّ زنان بر مردان چيست ؟ - گفت : آنكه بر روى ايشان نزنند و او را زشت نخوانند و از آنچه خورند ايشان را هم از آن دهند و آنچه پوشند ايشان را نيز بپوشانند و از ايشان هجران ننمايند ميمونه زن پيغمبر گفت كه پيغمبر صلى اللّه عليه و آله گفت : خيار الرّجال من امّتى خيرهم لنسائهم و خير النّساء من امّتى خيرهنّ لازواجهنّ ، بهترين مردان از امّت من بهترين باشند زنان ايشان را ، و بهترين زنان امّت من بهترين باشند شوهران ايشان را ، و چون بار بردارند هر زنى را از ايشان در شبانروزى مزد هزار شهيد بود كه ايشان را در راه خداى تعالى كشته باشند صابر و محتسب و هر يكى را از ايشان تفضيل نهند بر حور العين به مقدار