أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

271

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

آوردند و اهل مسجد حرام را كه محمّد است و صحابهء او از مسجد الحرام بيرون كردند نزديك خداى بزرگتر است و گناهى فاحش‌تر است و فتنه كه كفر و شرك است يا عذابى كه اهل مكّه مؤمنان را ميكردند آن سخت‌تر است از قتل و كشتن نفس و مراد بدين قتل پسر حضرمى است ، عبد اللّه جحش چون اين آيت آمد نامه نوشت به مسلمانان مكّه و گفت : چون كافران شما را تعيير كنند بدانچه من كردم شما نيز ايشانرا تعيير كنيد بكفر و منع رسول و اخراج او از مكّه كه خداى تعالى براى شما مشركان را جواب داد . [ وَ لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا وَ مَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَ هُوَ كافِرٌ فَأُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ ] حق جلّ و علا بيان مىكند و از عقيده و ضمائر كافران خبر ميدهد ميگويد كه : هميشه اين كافران كه مشركان مكّه‌اند با شما كارزار كنند تا كه شما را از دين و ملّتى كه داريد برگردانند اگر توانند يعنى اگر ممكن باشد ايشانرا و توانند اين كنند پس هر كس كه از دين خويش برگردد و كافر شعر دو بر آن كفر بميرد عملى كه كرده باشد و عملهاى كسانى كه چنين كنند باطل باشد ، در دنيا بدانكه خداى تعالى خلق را در دنيا بر سرّ ايشان و نفاق ايشان مطّلع گرداند تا مدحى كه ايشانرا كرده باشند بذمّ بدل شود چنان كه در حقّ ابليس بود ، و در آخرت بدانكه اگر باخلاص بودى و ايمان ايشان حقيقى بودى ايشانرا ثواب دادى چون نبود باطل شد و بعوض آن مستحقّ عقاب گشتند و اين جماعت اصحاب دوزخ‌اند و ملازمان دوزخ‌اند و در دوزخ مخلّد و مؤبّد مانند ، و مذهب صحيح آنست كه مؤمن مرتدّ نگردد كه اگر مرتدّ گردد لازم آيد كه براى ايمان در بهشت بود و براى ارتداد و كفر در دوزخ بود و اين هر دو در يك شخص متصوّر نيست الّا وقتى كه باحباط گويند و احباط درست نيست ، پس هر كجا كه در در قرآن لفظ احباط است مراد نفى قبول و وقوع بود در اوّل ، چون در اوّل صورت واقع دارد و در ثانى الحال آن را ثمرتى نبود تا محبط ماند ، پس آنكه مرتدّ شود يا ايمانش درست نبوده باشد يا اظهار ارتداد و كفر بر سبيل تقيّه كند ، و تأويل ارتداد برگرديدنست از ظاهر اسلام نه از ايمان از آنكه دليل مانع است از اين .