أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

252

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

در جملهء احوال در كردار و گفتار و بدانيد كه حشر شما و جمع شما فرداى قيامت با خدا خواهد بود . از امير المؤمنين على عليه السّلام روايت كرده‌اند و از أبو ذر غفارى « 1 » كه : معنى آيت اينست كه در هر نفرى كه بيايد از اوّل و دوم گناه او مغفور بود و آن حجّ كه كرده باشد كفّارهء گناه او شود . مجاهد گفت : فلا اثم عليه الى قابل ، گناه او بر او ننويسند تا دگر سال ، معاوية بن قره گفت : در هر نفر كه بيايد از گناهان خود بيرون آمده باشد چنان كه آن روز كه از مادر زاده باشد . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 204 ] وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يُشْهِدُ اللَّهَ عَلى ما فِي قَلْبِهِ وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصامِ ( 204 ) مقاتل و عطا گفتند : آيت در اخنس شريق آمد مردى خوش‌سخن و نيكو ديدار بود و خليفهء بنى زهره هر وقتى بنزديك پيغمبر مىآمد و با او مىنشست و سخن ميگفت و اظهار ايمان ميكرد و ميگفت كه ترا دوست ميدارم و سوگند مىخورد و رسول از نفاق باطن او بى خبر بود برو اقبال ميكرد و او را مىنواخت ميان او و ثقيف خصومت افتاد بر ايشان شبيخون بر دو چهارپايان ايشانرا بكشت و كشتهاى ايشانرا بسوخت خداى اين آيت فرستاد و از نفاق او پيغمبر را خبر داد . عبد الله عباس گفت كه : اين آيت در سريّهء رجيع آمد و آنچنان بود كه كفّار قريش گفتند : ما اسلام آورده‌ايم جماعتى علماء اصحابت را بفرست تا از ايشان معالم دين بياموزيم و اين مكرى بود كه كردند رسول صلى اللّه عليه و آله حبيب بن عدى انصارى را و مرثد « 2 » غنوى را و خالد بن بكر را و عبد اللّه بن طارق را و زيد بن الرثيّه را آنجا فرستاد و عاصم بن ثابت را بر ايشان امير كرد ايشان روى بمكّه نهادند جائى فرود آمدند كه آن را بطن نخله خوانند عجوزهء بر آنجا بگذشت استخوان عجوهء يافت و اين جنس خرما بمدينه بود بدانست كه درين راه اهل مدينه گذر كرده‌اند بيامد و قوم خود را خبر كرد هفتاد مرد سلاح برگرفتند و از پس ايشان در آمدند ايشان را دريافتند و با ايشان قتال كردند

--> ( 1 ) - در قاموس گفته : « و بنو غفار ككتاب رهط ابى ذر الغفارى » . ( 2 ) - مرثد بر وزن مسكن از اعلام اشخاص است چنان كه در قاموس و غير آن تصريح شده است .