أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

246

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

يكى از جملهء زهّاد بصره فرمان يافت جنازهء او برگرفتند و خلقى عظيم بتشييع حاضر شدند چون بگورستان رسيدند و او را دفن كردند سعدون مجنون كه از عقلاى مجانين بود بر بالائى رفت و آواز داد كه : الا يا عسكر الاحيا * ء هذا عسكر الموتى أجابوا الدعوة الصغرى * و هم منتظروا الكبرى يحثّون على الزّاد * و ما الزّاد سوى التقوى يقولون لكم جدّوا * فهذا آخر الدّنيا [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 198 ] لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْ رَبِّكُمْ فَإِذا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفاتٍ فَاذْكُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ وَ اذْكُرُوهُ كَما هَداكُمْ وَ إِنْ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّالِّينَ ( 198 ) سبب نزول اين آيت آن بود كه جماعتى از عرب چون بحجّ رفتندى روا نمى - داشتند كه هيچ تجارت كنند دست از همه تجارت بمىداشتند و آنكس را كه او تجارت كردى او را داج ميخواندند خداى تعالى اين آيت فرستاد و ايشان را رخصت داد در تجارت كردن ، گفت : نيست بر شما بزهء در آنكه بجوئيد از خداى تعالى فضلى يعنى روزى و روا بود كه معنى اين بود كه بر شما بزهء نيست در آنكه روزى خداى خود را طلب داريد بواسطهء تجارت . ابو هريره روايت كرد از رسول صلى اللّه عليه و آله كه او گفت كه : چون روز عرفه باشد خداى تعالى حاجيان را بيامرزد ، چون شب مزدلفه باشد بازرگانان را بيامرزد ، چون روز منا باشد جمّالان را بيامرزد ، چون وقت سنگ انداختن جمرة العقبه بود سائلان را بيامرزد و هيچكس آنجا حاضر نيايد از گويندهء لا إله الّا اللّه الّا كه خداى تعالى او را بيامرزد . [ فَإِذا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفاتٍ فَاذْكُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ وَ اذْكُرُوهُ كَما هَداكُمْ وَ إِنْ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّالِّينَ ] چون باز گرديد از عرفات ياد كنيد خداى را نزديك مشعر الحرام يعنى بمشعر الحرام باستيد و ذكر خداى كنيد ظاهرا بذكر فرموده است و ذكر نتوان گفتن تا آنجا