أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

226

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

بالنّصف الآخر ، هر كه زن كرد يك نيمهء دين خود راى در حرز آورده به دو باد كه نيمهء ديگر راى نگاه دارد . [ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتانُونَ أَنْفُسَكُمْ فَتابَ عَلَيْكُمْ وَ عَفا عَنْكُمْ فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَ ابْتَغُوا ما كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ ] گفت كه : خداى تعالى دانست كه شما با خود خيانت كنيد بدانكه بعد از نماز خفتن با زنان خود مقاربت كنيد و شما را از آن نهى كرده‌اند و بدين خيانت حظّ خود را از ثواب ناقص گردانيد پس اكنون كه بگناه خود اعتراف آورديد و توبه كرديد خداى تعالى توبهء شما قبول كرد و اين حكم را كه بر شما لازم كرده بود رفع كرد پس اكنون مباشرت كنيد با زنان خويش ، لفظ امر است و مراد اباحت ، و طلب كنيد آنچه خداى شما را نوشته است يعنى فرزند ، نبايد كه تا غرض شما راندن شهوت باشد بايد تا مقصود توالد و تناسل بود چنان كه رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : تناكحوا تكثروا فانّى أباهى بكم الامم يوم القيامة حتّى السقط . انس مالك گفت : زنى نام او خولاء عطّاره روزى نزديك عايشه آمد و گفت : از آن وقت كه مرا بخانهء شوهر آورده‌اند من هر شب خود را بر آن زينت و بر آن عطر كه شب اوّل بودم بيارايم و معطّر گردانم و بوقت خفتن ببستر شوهر در شوم او روى از من بگرداند و من از بهر خداى روى از وى بنمىگردانم و تحمّل ميكنم گمانم چنانست كه وى را با من خوش نيست مرا به اين مزد باشد ؟ - عايشه گفت : بنشين تا رسول خداى درآيد ، او بنشست ، رسول درآمد گفت : يا عايشه بوى عطر مىشنوم عطر خريدهء يا خولاء عطّاره اينجا حاضر بوده است ؟ - گفت : حاضرست ميخواهد تا مسئلهء بپرسد ، خولا قصّهء خود با رسول بگفت ، گفت : برو و طاعت او دار و فرمان او بر ، گفت : همچنين كنم و ليكن يا رسول اللّه مرا درين چه مزد باشد ؟ - رسول گفت كه : هر زنى كه در خانهء شوهر چيزى برگيرد و بنهد و غرض او صلاح شوهر او باشد خداى تعالى او را حسنهء بنويسد و سيّئهء بسترد و درجهء بردارد و هر آن زن كه از شوهر بار برگيرد او را چندان مزد باشد كه روزه‌دار نماز كن را كه بشب نخسبد و بروز روزه نگشايد و در وقت زادن هر دردى كه ميكشد وى را چندان مزد باشد كه بندهء آزاد كرده باشد و