أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

218

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

مطلق رمضان نگويند بلكه ماه با او ضمّ كنند گويند ماه رمضان بيان اين آنست كه : صادق عليه السّلام از پدران خود از رسول صلى اللّه عليه و آله روايت كرد كه او گفت : شهر رمضان شهر اللّه ماه رمضان ماه خداى است . انس از پيغمبر صلى اللّه عليه و آله روايت كرد كه او گفت : رمضان مگوئيد ، بگوئيد چنان كه خداى گفت : شهر رمضان ، و رمضان در لغت سنگهاى تافته بود پس او را ماه رمضان از آن خوانند كه درو گناهان سوخته شود و دلها تافته شود از ترس خداى عزّ و جلّ چنان كه سنگها تافته شد . خليل احمد گفت : اشتقاق او از رمض است و آن باران خريف بود كه عالم را از گرد تابستان بشويد همچنين اين ماه گناه‌كاران را از گناه بشويد اين ماه را دو حرمت است حرمت ماه رمضان و حرمت قرآن [ شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ ] و او را دو عصمت است : يكى عصمت از شيطان و يكى عصمت از نيران يصفد فيه مردة الشّيطان و يغلق فيه ابواب النّيران ، ديوان را ببندند و درهاى دوزخ را در بندند ، و درو دو نعمت است فتح الجنان و روح الجنان ، درهاى بهشت بگشايند و دلها را راحت رسد ، و درو دو بركت است بركت نور و بركت سحور ؛ فى السّحور بركة ، دو هديّه است يكى آنكه خواب را درو عبادت نويسند و خاموشى را بتسبيح برگيرند نوم الصّائم عبادة و صمته تسبيح ، دو فرحت است يكى بنزديك افطار دوّم بنزديك لقاء ملك جبّار ؛ للصّائم فرحتان فرحة عند الافطار و فرحة عند لقاء الملك الجبّار . در خبرست كه چون شب اوّل ماه رمضان بود حق تعالى فرمان دهد تا بادى از زير عرش بجهد كه آن را مثيره خوانند بر درختان بهشت آيد اوراق و برگهاى درختان بهشت برهم زند حلقه‌هاى در بهشت بجنباند طنينى و آوازى در بهشت افتد كه شنوندگان مانند آن نشنيده باشند ، حور العين خود را بيارايند و بر غرفه‌هاى بهشت آيند و ندا مىكنند : الاهل من خاطب لنا الى اللّه ، هيچ كس هست كه ما را خطبه كند و از خداى بخواهد ، رضوان را گويند : اين چه شب است ؟ - گويد : اى خيرات حسان ، اين شب شب اوّل ماه رمضان است حق تعالى فرمود تا براى امّت محمّد درهاى بهشت بگشادند و درهاى دوزخ در بستند و ديوان را بند كرده در قعر دريا انداختند تا روزهء امّت محمّد