أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

206

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

شما چه مردمانيد ؟ - گفتند : نحن المتوكّلون ، ما متوكّلانيم ، گفت : حقيقت توكّل شما تا كجا رسيد ؟ - گفتند : اذا وجدنا اكلنا و اذا فقدنا صبرنا ، چون بيابيم بخوريم و چون نيابيم صبر مىكنيم ، گفت : هكذا تفعل الكلاب عندنا ، سگان محلّهء ما همين كنند ، گفتند : چگونه بايد كرد ؟ - گفت : چنان كه ما كنيم ، اذا وجدنا بذلنا ، چون بيابيم ببخشيم ، و اذا فقدنا شكرنا ، و چون نيابيم شكر كنيم . عبد الله عباس از رسول روايت كرد كه روز قيامت منادى از قبل ربّ العزّه برخيزد و ندا كند كه كجااند آن درويشان متجمّل و آن گدايان متحمّل ؟ - ايشان جواب دهند ، خداى تعالى ايشان را در حجابى آرد كه جز مقرّبان در آنجا نروند آنگه گويد : بندگان من در دنيا دنيا را از شما منع كردم براى كرامت شما كردم نه براى هوان شما ، برويد هر كس كه شما را لقمهء داد يا شربهء او را با خود در بهشت بريد . در خبرست كه اذا رايت الغنى مقبلا عليك فقل ذنب عجّلت عقوبته و اذا رأيت الفقر مقبلا عليك فقل : مرحبا بشعار الصّالحين ، چون توانگرى روى به تو آرد بگوى كه گناهى كردم كه عقوبت آن تعجيل كردند و چون درويشى روى به تو آرد بگوى : مرحبا بشعار صالحان و درين معنى اشعار بسيار گفته‌اند با امير المؤمنين نسبت كرده‌اند اين دو بيت را . دليلك أنّ الفقر خير من الغنى * و أنّ قليل المال خير من الوفر لقاؤك مخلوقا عصى اللّه للغنى * و لم تر مخلوقا عصى اللّه للفقر روزى امير المؤمنين و خضر عليهما السّلام به يكديگر رسيدند ، امير المؤمنين گفت : كلمتى از حكمت بگو تا از تو يادگيرم خضر گفت : ما احسن تواضع الاغنياء للفقراء قربة الى اللّه ، چه نيكو است تواضع توانگران درويشان را تقرّب بخداى . امير المؤمنين گفت : خواهى كه ازين نيكوتر بشنوى ، گفت : بيار ، گفت : و احسن من ذلك تيه الفقراء على الاغنياء ثقة باللّه ، نيكوتر از اين تكبّر درويشان است بر توانگران براى اعتماد بر كرم خداى . توانگرى ببسيارى مال نيست و درويشى باندكى مال ، توانگرى توانگرى دل است ليس الغنى من كثرة العرض انّما الغنى عن النّفس ، قوله : و الضّراء ، و صبر كردن