أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
190
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
لا إله الّا اللّه ، و حصنى حصين است و حرزى حريز است لقوله عزّ و علا : « 1 » لا إله الّا اللّه حصنى فمن دخل حصنى امن من عذابى . چون ذكر وحدانيّت خود كرد مشركان گفتند : كيف يسع الناس إله واحد ؟ - اين همه مردمان را يك خداى چگونه كفايت بود امروز گرد بر گرد كعبه سيصد و شصت بت است بىحجّتى و بيّنى اين همه را چگونه ترك توان گرفتن اگر راست ميگوئى درين چه « 2 » تو دعوى ميكنى آيتى بيار تا بدان صدق تو بشناسيم خداى تعالى اين آيت فرستاد . سعيد جبير گفت : جهودان گفتند : ارنا آية ، ما را آيتى بنماى چنان كه پيغمبران ديگر را بود و بروايت ديگر مشركان گفتند كه : جهودان ميگويند : آيت موسى را يد بيضا و فلق دريا و قلب عصا بود ، ترسايان ميگويند : آيت عيسى را ابراء اكمه و ابرص و احياء موتى بود تو نيز از خداى درخواه تا كوه صفا با زر كند رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : بار خدايا دانى كه چه ميخواهند از من وحى آمد كه من اينكه ايشان مىخواهند بكنم و لكن اگر ايمان نياورند من ايشان را عذابى كنم كه كس را آن عذاب نكرده باشم رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : بار خدايا نميخواهم بگذار تا ايشان را دعوت بمدارا كنم روز بروز ، خداى تعالى اين آيت فرستاد و درين آيت هفت دليل ياد كرد بر وحدانيّت خود : اوّل خلق آسمان و زمين . دوّم اختلاف شب و روز . سيّم كشتى و دريا . چهارم باران كه زمين زنده كند . پنجم انواع جانوران زمين . ششم گردانيدن بادها . هفتم ابر مسخّر ميان آسمان و زمين ؛ و در هر يكى دليلها و نعمتهاست . زمين را فراش ما كرد : جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِراشاً ؛ و قرار و بساط و مسكن آمد و شد ما گردانيد تا زنده باشيم بر روى زمين و چون مرده شويم در شكم زمين ، أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ كِفاتاً ، أَحْياءً وَ أَمْواتاً ؛ آنگه آسمان را سقف ما گردانيد و آن را به ماه و آفتاب و ستارگان بياراست و هر يكى را بر وجهى تركيب و ترتيب كرد كه نفع او بما مىرسد و ضرر او از ما دفع مىشود چنان كه فرمود : « إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ ، و هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً وَ الْقَمَرَ نُوراً » و چون نظر كنيم در اختلاف احوال ايشان ما را دليل حاصل شود بر حدوث ايشان و حدوث ايشان دليل باشد بر
--> ( 1 ) - حديث قدسى معروفى است . ( 2 ) - يعنى در اينكه .