أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

143

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

آنكه من شما را بر اهل روزگار و زمانهء شما تفضيل نهادم نعمتى عظيم است شكران آن بواجبى گزاريد . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 123 ] وَ اتَّقُوا يَوْماً لا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً وَ لا يُقْبَلُ مِنْها عَدْلٌ وَ لا تَنْفَعُها شَفاعَةٌ وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ ( 123 ) شكران نعمت آنست كه بمحمّد كه رسول منست ايمان آوريد بترسيد از روزى كه در آن روز هيچ نفس ديگرى را دستگير نباشد و هيچ جزا نتواند داد و فديه و بدل قبول نكنند و شفاعتش سود ندارد و نه ايشان را كه اهل دوزخ‌اند يارى كنند بدانكه عذاب خداى از ايشان دفع كنند يا تخفيف كنند . اين هر دو آيت هم بدين لفظ و ترتيب يك بار ذكر كرده شد بار ديگر ذكر كردن تكرار بود در تكرار اين چه حكمت است ؟ - گفته‌اند كه : اين تكرار نيست كه تكرار آن وقت بودى كه در يك وقت از بهر يك مخاطب مكرّر بودى و معلوم است كه اين هر دو آيت در دو وقت آمد چون وقت مختلف بود مخاطب نيز مختلف بود و بنى اسرائيليان « 1 » بسيارند لازم نيايد كه با بنى اسرائيل خطاب جمله بود . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 124 ] وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ ( 124 ) چون امتحان و آزمايش كرديم ابراهيم را يعنى تكليف كرديم و بفرموديم وى را بكلماتى كه متضمّن تكليف او بود يا بكلماتى كه آن را ميخواند و بر آن مداومت مى - كرد پس ابراهيم تمام كرد آن كلمات را يعنى بگزارد و بوفاى آن قيام نمود گفت : چون بدانچه ترا فرموديم قيام نمودى من ترا بجزاى آن امام مردمان خواهم گردانيد ابراهيم گفت : بار خدايا از فرزندان من نيز كسى را كه صلاحيت امامت دارد امام گردان حق تعالى گفت : عهد من كه امامت است ظالمان را در نيابد . مفسّران را در [ كلمات ] خلاف است بعضى گفتند : از جنس كلماتى بود كه خداى

--> ( 1 ) - كذا صريحا در نسخهء قديمى و در نسخ ديگر .