أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
107
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
و چون بكشتيد تنى را يعنى عاميل را پس آنگه با يكديگر خلاف كرديد و خصومت ظاهر گردانيديد و به يكديگر حوالت كرديد و خداى بيرون آورنده است آنچه شما آن را باز مىپوشيد و پنهان ميكنيد . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 73 ] فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها كَذلِكَ يُحْيِ اللَّهُ الْمَوْتى وَ يُرِيكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ( 73 ) پس آنگه اين گاو را بكشتيد گفتيم كه : بعضى ازين گاو كشته بدين مرده زنيد . ضحاك گفت : زبانش بود . مجاهد گفت : دنبالش بود ، زبان نيكوتر است از بهر آنكه آلت كلامست و غرض آن بود با او سخن گويد كه چون برين مرده زده باشند خداى تعالى وى را زنده گرداند و شما را دلالت كند بر كشندهء خويش و خداى مردگان را همچنين زنده گرداند اى منكران بعث و نشور و آيات و بيّنات بشما مينمايد تا باشد كه بدانيد و عقل را كار فرمائيد . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 74 ] ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ وَ إِنَّ مِنْها لَما يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ وَ إِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ( 74 ) پس از آنكه اين همه الطاف كردم مرده را زنده كردم و كشنده را پيدا كردم دل شما سخت شد ، خطاب اولياى مقتول راست و گفتهاند كه : خطاب بنى اسرائيل راست بر عموم يعنى پس از آنكه اين همه الطاف كردم از فلق دريا و غرق آل فرعون و نجات بنى اسرائيل دلهاى شما سخت شد در سختى مانند سنگ است يا سختتر از سنگ است گفتهاند كه : اين « او » بمعنى « بل » است كقوله تعالى : « وَ أَرْسَلْناهُ إِلى مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ » و گفتهاند كه : بمعنى و او است كقوله تعالى : « وَ لا تُطِعْ مِنْهُمْ آثِماً أَوْ كَفُوراً » . [ وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ ] آنگه باز نمود كه دلهاى ايشان از سنگ سختتر است از بهر آنكه در سنگ چند گونه خير است كه در دلهاى ايشان از آن هيچ اثر نيست كه از بعضى سنگها جوىهاى آب روان ميگردد و مراد بدين كوهها