أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
100
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
گفتهاند كه : « من آمن » راجع است باصناف سه گانهء غير مؤمنان و « منهم » را اضمار بايد كرد يعنى من آمن منهم ، و وجهى ديگر در معنى آيه گفته شد و قيامت را روز بازپسين خواند از بهر آنكه از پس آن ديگر شب نباشد تا روزى ديگر بود از پس او . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 63 ] وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ وَ رَفَعْنا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ وَ اذْكُرُوا ما فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ( 63 ) ياد كنيد چون فراگرفتيم عهد و پيمان شما و آن عهد خداى است كه بر جملهء مكلّفان گرفت كه او را پرستند و با او انباز نگيرند و رسولان او را تصديق كنند و كتابهاى او را كار بندند و اوامر او را امتثال نمايند و از نواهى او اجتناب كنند و برداشتيم بر زور شما كوه طور را فراگيريد و قبول كنيد آنچه شما را فرمائيم ، و گفتيم كه فرا گيريد آنچه داديم شما را بجدّى و جهدى هر چه نيكوتر و تمامتر و بر آن عمل كنيد و به ياد داريد و فراموش مكنيد آن را كه در او نوشته آمده است و آن را بدانيد و در او تفكّر و انديشه كنيد تا باشد كه شما متّقى شويد و از معاصى احتراز كنيد . مفسّران گفتند كه : چون خداى تعالى توراة بر بنى اسرائيل فرو فرستاد و در آنجا آصار و اثقال و تكاليف شاقّ بود بنى اسرائيل آن را احتمال نميكردند و نمىپذيرفتند ، و چون مىپذيرفتند وفا نميكردند خداى تعالى بر سبيل تهديد و اعذار و انذار جبرئيل را فرمود : تا كوهى به مقدار لشكرگاه ايشان به طول و عرض يكفرسنگ در يكفرسنگ بركند از جاى و بر بالاى سر ايشان چون سايبانى بداشت به مقدار قامت مردى . عبد الله عباس گفت : از كوههاى فلسطين بود بر بالاى سر ايشان معلّق بداشت و آتشى عظيم از پيش روى ايشان پديد كرد و از پس ايشان درياى شور بود ايشان در ميانه سر بر زمين نهادند بنيم روى و يك چشم بكوه مىنگريدند و از اينجاست كه سجدهء ايشان بر يك نيمهء روى بود . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 64 ] ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَلَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لَكُنْتُمْ مِنَ الْخاسِرِينَ ( 64 ) پس شما اعراض كرديد و روى بگردانيديد از پس آن جمله كه قبول كرده بوديد