أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

87

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

بر آن كنار ميرفتند مىنگريدند « 1 » آنانرا كه بر ديگر طرف « 2 » بودند ميديدند تا بكنار دريا رسيدند چون بكنار دريا رسيدند فرعون بكنار دريا رسيد و آن راههاى خشك ديد دانست كه بمعجزهء موسى است خواست تا تلبيس عوام را « 3 » گفت : از هيبت من دريا بشكافت و راههاى خشك پيدا شد تا ما دشمن خود را بگيريم فرو شويد و ايشان را بگيريد گفتند : ما نرويم تا تو در پيش نباشى ، فرعون تعلّل ميكرد و به دريا فرونمىشد و او بر اسبى فحل نشسته بود جبرئيل عليه السّلام بيامد و بر ماديانى نشست و اسب را در پيش اسب فرعون راند و به دريا فروشد اسب فرعون بر اثر او به دريا فروشد چندانكه خواست تا بازدارد نتوانست چون فرعون فروشد قبطيان همه فروشدند ميكائيل عليه السّلام از پس در آمد و همه را به دريا فرو كرد چون همه به دريا فروشدند و بنى اسرائيليان از دريا بيرون آمدند خداى تعالى فرمان داد تا آن طاقهاى آب برهم آمد فرعون چون علامت غرق و هلاكت ديد ملجأ شد و گفت : « آمنت انّه لا إله الّا الّذى آمنت به بنو اسرائيل و انا من المسلمين » جبرئيل عليه السّلام پارهء گل دريا بر گرفت و بر دهن او زد و گفت : « آلآن و قد عصيت من قبل و كنت من المفسدين » اكنون توبه ميكنى و ميگوئى كه گرفتار شدى و پيش از اين عاصى و مفسد بودى و بنى اسرائيل بكنار دريا مىنگريدند و آن حال ميديدند گفتند : اى موسى ما چه ايمن باشيم كه فرعون از راه ديگر بكنار دريا برآمده باشد و رفته و فردا با سر ملك خود شود و ما را رنجه دارد موسى عليه السّلام گفت : ايمن باشيد كه خداى تعالى فرعون را و قومش را هلاك كرد گفتند : يا موسى ما را دل ساكن نشود تا فرعون را مرده نبينيم ، موسى عليه السّلام دعا كرد تا خداى تعالى جثّهء فرعون را بر سر آب انداخت با جملهء سلاحها كه پوشيده بود . در خبر چنين است كه چهارصد من آهن برو بود تا بنى اسرائيل او را بديدند و ذلك قوله تعالى « فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ اى بدرعك » .

--> ( 1 ) - در نسخ بسيار : « مىنگريستند » . ( 2 ) - در بعضى نسخه‌ها « در ديگر طاق » . ( 3 ) - در چند نسخه : « تا تلبيس كند بر عوام » .