أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
78
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 44 ] أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتابَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ ( 44 ) ابن عباس گفت : كه اهل كتاب تحريض « 1 » ميكردند بر تمسّك به احكام توراة و انجيل و ايشان رها ميكردند و ضايع مىماندند . قتاده گفت : مردم را ميفرمودند و خود نميكردند خداى تعالى ايشان را بدان سرزنش كرد و گفت : آيا شما مردمان را بنيكوئى ميفرمائيد و خود را فراموش ميكنيد كه بنيكوئى نميفرمائيد و حال آنست كه شما دانندگان و خوانندگان كتابيد و كتاب ميخوانيد آيا شما عقل نداريد يعنى اين كار عاقلان باشد كه چيزى بغيرى ارزانى دارند و خود را از آن محروم گردانند ؟ ! انس مالك روايت كند از رسول صلى اللّه عليه و آله كه گفت : شب معراج چون مرا به آسمان بردند جماعتى را ديدم كه لبهاى ايشان مىبريدند كلّما قرضت وفت ؛ هرگه كه مى بريدند ديگر باره تمام مىشد ، من گفتم : اى جبرئيل اينان كهاند ؟ - گفت : « هؤلاء خطباء امّتك يقولون ما لا يفعلون و يأمرون النّاس بالبرّ و ينسون انفسهم » اينان خطيبان امّت تواند كه گفتند و بدان كار نكردند و مردمان را امر بمعروف كردند و خويشتن كار نبستند ، و رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : مثل آنكس كه او مردم را خير آموزد و خود بدان كار نبندد مثل چراغ باشد كه خود را ميسوزد و ديگرى را مىافروزد ، و عبد الله مسعود گفت كه : رسول خداى صلى اللّه عليه و آله فرمود كه : فرداى قيامت هيچ مرد را رها نكنند كه قدم از قدم بردارد تا از عهدهء چند چيز بدر نيايد ؛ از برنائى كه بچه چيز بپيرى رسانيده ، و از عمر كه در چه صرف كرده ، و از مالش كه كجا كسب كرده ، و كجا خرج كرده ، و از علمش كه بدان كار كرده يا بنكرده ، و مالك دينار گفت كه : خداى تعالى وحى كرد بعيسى مريم عليهما السّلام : يا عيسى وعظ كن مردمان را و تو متّعظ شو و اگر متّعظ نشوى از من شرمدار . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيات 45 تا 46 ] وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَكَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخاشِعِينَ ( 45 ) الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ وَ أَنَّهُمْ إِلَيْهِ راجِعُونَ ( 46 ) بيشتر از مفسّران گفتند كه : خطاب با اهل كتاب است از جهودان و ترسايان چه
--> ( 1 ) - در منتهى الارب گفته : « حرضه ( بضاد معجمه ) تحريضا برآغاليد و گرم كرد او را بر چيزى ؛ صلته بعلى » .