أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

67

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

مأمور بود به سجده ، ديگر به ظاهر قرآن ؛ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ ، خلاف در آنست كه بيك امر يا به دو امر ؛ ظاهر آنست كه بيك امر بر وجهى كه دانست كه او داخل است در خطاب امر به سجده ، و كسانى كه گويند : ابليس به اين فعل كافر شد « كان » را به « صار » تفسير كنند و مذهب درست آنست كه او خود كافر بود و منافق و آن عبادت كه ميكرد بر وجه نفاق بود فرشتگان نميدانستند خداى تعالى بامتحان سجده كشف سرّ او كرد تا فرشتگان را معلوم شد كه او منافق بوده است روايتست از پيغمبر صلى اللّه عليه و آله كه او گفت : هرگه كه يكى سورهء عزايم خواند و سجده كند ابليس با كناره شود و گريستن گيرد و گويد : واى بر من فرزند آدم سوره برخواند و سجده كرد و مستحقّ بهشت شد و من سجده نكردم مستحقّ دوزخ شدم ، ابو العاليه روايت كند كه چون نوح عليه السّلام در كشتى نشست ابليس بيامد و بر دنبال كشتى نشست نوح گفت : اى ابليس خود را و مردمان را هلاك كردى ، گفت : اكنون چكنم ؟ - گفت توبه كن گفت : مرا توبه باشد ؟ - نوح گفت : بار خدايا اگر ابليس توبه كند توبهء او قبول كنى ؟ - گفت : كنم اگر گور آدم را سجده كند ، نوح با ابليس بگفت ، ابليس گفت : من آدم را سجده نكردم و او زنده گور او را سجده خواهم كردن و او مرده ؟ ! [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 35 ] وَ قُلْنا يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَ كُلا مِنْها رَغَداً حَيْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ ( 35 ) گفتيم ما آدم را كه اى آدم آرام‌گير تو و زن تو اندر بهشت كه ما بهشت را مسكن تو گردانيديم بخوريد ازين نعمتهاى بهشت بسيار از هر كجا كه ميخواهيد و زنهار تا گرد اين درخت نگرديد و نزديك او نشويد و ازو تناول نكنيد كه اگر كنيد شما از ظالمان باشيد يعنى آنكسانى كه حظّ خود را از ثواب ناقص گردانيده باشند . گفته‌اند كه حوّا را از بقيهء طينت آدم آفريد و درست آنست كه در خبر آمده است كه چون آدم در بهشت بنشست تنها بود مستوحش « 1 » مىشد خداى تعالى خواب بر

--> ( 1 ) - - متوحش دلتنگ .