أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
66
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
من ميدانم و آنچه ابليس در دل دارد از شقاق و نفاق هم ميدانم . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 34 ] وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبى وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ ( 34 ) چون قديم تعالى تقرير فضل و علم آدم كرد و ايشان اعتراف آوردند و انقياد نمودند فرشتگان را فرمود كه : سجده كنيد آدم را ؛ و همه سجده كردند الّا ابليس كه او ابا كرد و سجده نكرد و بود ابليس از جملهء كافران ، سجده كردن از علامات مؤمنانست چنان كه در اخبار اهل البيت عليهم السلام آمده است كه علامات المؤمن خمس ؛ صلاة لإحدى و الخمسين و زيارة الاربعين و التختّم فى اليمين و تعفير الجبين و الجهر ببسم اللّه الرّحمن الرّحيم ، گفت : علامت مؤمن پنج چيز است آنكه پنجاه و يكركعت نماز بكند در شبانروزى از فريضه و سنّت ، و زيارت اربعين كند يعنى زيارت امام حسين عليه السّلام و براى آنش زيارت اربعين خوانند كه جابر عبد الله انصارى صاحب رسول خداى از بعد چهل روز از دفن او زيارت او كرد و پيش ازو كس نيارست زيارت كردن ، و انگشترى بر دست راست داشتن ، و پيشانى بر خاك ماليدن در سجدهء شكر ، و آواز برداشتن ببسم اللّه الرّحمن الرّحيم آنجا كه آواز بلند بر بايد داشتن ، گفتهاند : سجده خدايرا بود و و آدم قبله بود ، و گفتهاند كه : آدم امام بود خداى را سجده كرد ايشان را بمتابعت آدم فرمود در سجده كردن ، و گفتهاند : سجدهء تعظيم و اجلال بود مر آدم را ؛ و ظاهر قرآن اقتضاى اين مىكند از آنكه گفت : اسْجُدُوا لِآدَمَ ، گفتهاند كه : ابليس فرشتهء بود پيش از معصيت نام او عزازيل « 1 » بود چون معصيت كرد خداى تعالى او را از صف فرشتگان براند و نامش بگردانيد و ابليس كرد اين يك روايت است از عبد الله عباس ، و گفتهاند فرشته نبود بيانش ؛ و كان من الجنّ ، ديگر فرشتگان از نورند و او از آتش ، فرشتگان طعام و شراب نخورند و ميان ايشان مناكحت نبود و ابليس بخلاف اينست و او را « ابو الجنّ » گويند چنان كه آدم را « ابو البشر » گويند چون چنين بود مأمور نبوده باشد به سجده از آنكه امر فرشتگان راست جواب آنست كه اجماع امّت است بر آنكه او
--> ( 1 ) - - اشاره به اين قضيه و اين نام دارد آنكه گفته : « تكبر عزازيل را خوار كرد * بزندان لعنت گرفتار كرد »