أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
مقدمهء كتاب 9
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
زيرا چنان كه گذشت وى در آخر كلام خود گفته « و فى بعض نسخه اسم المؤلّف ابو المحاسن الحسينىّ بن علىّ الجرجانى » اين استظهار مبنى بر آنست كه « الحسينى » بياء نسبت باشد چنان كه در اعيان الشيعه است . پس مذكور بودن « الحسينى » بياء نسبت يكى از مؤيّدات متّحد بودن « گازر » با « ابو المحاسن جرجانى » مىباشد ليكن انصاف آنست كه سياق كلام دلالت مىكند كه « الحسين » بدون ياء نسبت باشد و اللّه اعلم . گمان ميرود كه « ابو المحاسن حسين جرجانى » معروف و مشهور بگازر بوده و اين دو عنوان بر يك معنون و اين دو اسم بر يك مسمّى اطلاق ميشده است و اگرچه وجه تسميهء وى را به اين عنوان يعنى « گازر » نميدانيم كه چه بوده است ليكن چون به اين عنوان در كتب و در همين تفسير نيز چنان كه در غالب نسخ به نظر ميرسد معرّفى شده است و از طرفى نيز نظير اين اطلاق يعنى اطلاق نسبت پيشهورى يا صنعتگرى بر علما نيز فراوان بوده است از قبيل « فتّال » و « سكّاكى » و « حمّصى » و غير ذلك پس اتّحاد اين دو عنوان و صدق آن دو بر يك معنون اشكالى نخواهد داشت . امّا اينكه گفته : « در اين قسمت تفسير كه بنام گازر است لغاتى ديده مىشود كه در خراسان مصطلح است » جوابش آنست كه قويّا محتمل است كه عين اين لغات مأخوذ از تفسير ابو الفتوح باشد زيرا چنان كه عن قريب بطور تفصيل ذكر خواهد شد كه اين تفسير از تفسير ابو الفتوح مأخوذ است و چون فاضل مذكور جاى لغات را نشان نداده تا تحقيق شود نمىتوان بفرس قاطع در اين باب حكمى كرد ليكن اگر امر دائر باشد كه بامثال اين استظهار است استناد شود بايد گفت كه نويسندهء اين كتاب رازى بوده است براى آنكه اگر دو لغت يا سه لغت محلّى خراسانى در آن ديده شود صدها لغت محلّى مخصوص باستعمال در شهر رى در آن به كار رفته است زيرا آن تفسير ملّخص تفسير ابو الفتوح است به عين عبارات در غالب موارد چنان كه اين مطلب بطور مبسوط بيان خواهد شد ان شاء اللّه تعالى . آنچه تاكنون در باب معرّفى تفسير حاضر و مؤلّف آن ياد شد كافى است اينك