أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

60

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

اين معنى دارد كه به « الى » تعديه كرده است ، و بمعنى استيلاء بود ؛ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ * ، و بنزديك حسن بصرى معنى وى آن بود كه : « استوى امره الى السماء فسوّيهنّ » گفت جمع براى آنكه « سماء » بمعنى جنس است ، و گفته‌اند كه « سماء » جمع « سماوه » است گويند كه : آسمان ناآفريده چگونه گفت : ثمّ استوى الى السّماء ، گفته‌اند كه : مراد به اين آنست كه قصد آفريدن آسمان كرد ، و گفته‌اند كه : مراد بسما آن دخانى است كه ازو آسمان آفريد ، درين آيت گفت : اوّل زمين آفريد و در آيت ديگر گفت : وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها ، ازين جواب آنست كه خداى تعالى زمين را آفريد و دحو نكرد آنگه آسمان را بيافريد آنگه زمين را بگسترد ، و گفته‌اند كه « بعد » در آيت بمعنى « مع » است يعنى و الارض مع ذلك دحاها . اما كيفيت آفرينش آسمان روايت كرده‌اند از مقاتل و ضحاك كه ايشان گفتند كه : خداى تعالى آسمان دنيا را از دود آفريد ، از زمين تا به آسمان دنيا پانصد ساله راه است ، در او فرشتگانى آفريده است از نور و آتش و آب ؛ مهتر ايشان فرشته‌ايست نام او رعد ، و موكّل است برابر و باران ؛ تسبيح او اينست كه : سبحان ذى الملك و الملكوت ، و نام اين آسمان « رقيع » است و بر لون آهن افروخته است ، آسمان دوّم برنگ مس آفريده است درو انواع فرشتگان‌اند عدد ايشان جز خداى نداند تسبيح ايشان اينست : سبحان ذى العزّة و الجبروت ، و نام اين آسمان « قيدوم » است در او فرشته‌ايست نام او حبيب يك نيمهء او از برف است و يك نيمهء او از آتش ؛ نه آتش برف را ميگدازد و نه برف آتش را بنشاند و دعاى او اينست : يا مؤلّفا بين الثلج و النّار الّف بين عبادك المؤمنين ، آسمان سيّم برنگ برنج آفريده است و نام او « ماعون » است در او فرشتگانىاند با پرهاى بسيار و رويهاى مختلف صفها زده‌اند و آواز بتسبيح و تهليل برداشته ميگويند : سبحان الحىّ الذى لا يموت ، آسمان چهارم برنگ سيم آفريده است نام او « ازيلون » « 1 » است در او فرشتگانىاند دو چندان

--> ( 1 ) - - در بعضى نسخ « ازملون » بميم بجاى ياء .