أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
37
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
بر دل و چشم و گوش مهر دارد و مانند اين تأويل دارد قوله تعالى : صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ يعنى چون كران و گنگان و كوراناند در قلّت انتفاع به گوش و زبان و چشم ؛ چنان كه در آيتى ديگر ايشان را مردگان خواند : إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى * ؛ تو مردگان را چيزى نتوانى شنوانيدن يعنى ايشان چون مردگانند ، و معلوم است كه اين جمله مجاز است بضرورت بر سبيل مبالغه . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 8 ] وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ ( 8 ) سبب نزول اين آيت آن بود كه : عبد الله أبى سلول « 1 » و معتب بن قشير « 2 » و اتباع ايشان گفتند : بيائيد تا خصلتى پيش گيريم كه از محمد و قوم او سلامت يابيم به زبان اظهار اسلام كنيم و در دل بر سر اعتقاد خود مىباشيم ، بيامدند و اظهار ايمان كردند برسول و در دل كفر داشتند و آن كس كه چنين كند منافق باشد خداى تعالى كشف اسرار ايشان كرد و از احوال ايشان رسول را خبر داد و گفت : اى محمد از مردمان كسانىاند كه ميگويند چون عبد الله ابى سلول و اتباعش كه : ما بخداى ايمان آورديم و بروز باز پسين ؛ نه آن چنانست كه ايشان ميگويند و دعوى ميكنند ؛ ايشان مؤمن نيستند منافقاند ؛ به زبان اظهار ايمان ميكنند و در دل ايمان ندارند . عبد الله عباس گفت : آدم را براى آن انسان خواند كه عهد اليه فنسى ؛ به او عهد كردند فراموش كرد ، و گفتهاند : لاستيناسه بمثله براى آنكه او با چون خودى انس گيرد ؛ چنان كه در خبر است كه خداى تعالى چون آدم را بيافريد در بهشت تنها ميگشت دلش تنگ شد خداى تعالى خواب برو افكند جبرئيل عليه السّلام بيامد و از پهلوى چپ او استخوانى بر كشيد خداى تعالى از او حوّا را بيافريد تا آدم عليه السّلام با او انس گرفت .
--> ( 1 ) - - عبد اللّه بن ابى بن سلول رئيس و سر دستهء منافقان زمان حضرت رسول ( ص ) بوده است و ترجمهء حال او در كتب اخبار و تفاسير و تواريخ و سير اسلامى بطور مستوفى مذكور است ؛ در منتهى الارب گفته : « سلول كصبور نام مادر عبد اللّه بن ابى منافق است » در قاموس نيز به اين امر تصريح شده زبيدى گفته : « گفتهاند : سلول نام مادر عبد اللّه نبوده بلكه نام جدهء او بوده است » . ( 2 ) - - در قاموس گفته : « معتب بر وزن محدث يعنى بضم ميم و فتح عين و كسر تاء مشدده از اسماء مردم است » در تاج العروس گفته : « و برخى گفتهاند بر وزن مكرم ( يعنى بضم ميم و سكون عين و كسر راء ) از اعلام اشخاص و از آن جمله است معتب بن قشير صحابى » و قشير بر وزن زبير است .