حبيش بن ابراهيم تفليسى

پيشگفتار و مقدمه 15

وجوه قرآن ( فارسى )

مراد از وجوه قرآن چنان كه در اين كتاب ديده مىشود مراد از وجوه « موضوع له » كلمه نيست بلكه « مستعمل فيه » آنست ، يعنى كلمه‌اى در حين به كار بردن انصراف بيك معنى پيدا كند اعمّ از اينكه آن معنى ، معنى حقيقى باشد يا مجازى يا استعارى يا كنايى و نيز بنحو اشتراك لفظى باشد يا اشتراك معنوى . فى المثل كلمهء « صلوة » بمعنى درود و آفرين حقيقت لغوى و مجاز شرعى است و بمعنى نماز حقيقت شرعى و مجاز لغوى است ، و كلمهء « يد » بمعنى دست نفقه وجه استعارى آنست ، و وجه سوم كلمهء « حرث » معنى كنايى آن اراده شده و همچنين كلمهء « عين » كه به معنى چشم و چشمه آمده مشترك لفظى است زيرا چشم و چشمه هر دو معنى موضوع له اين كلمه است و استعمال در هر يك به نحو حقيقت صورت گرفته ، و كلمهء « كلام » كه بمعنى گفتار خدا و گفتار خلق آمده مشترك معنوى است زيرا كلام به معنى سخن و نطق است و اين معنى كلّى داراى افرادى است كه يك فرد آن سخن خدا و فرد ديگر سخن خلق است . در زبان عرب به ادنى ملابست كلمه در معنى مجازى به كار برده مىشود مثلا « رحمة » به معنى بهشت معنى مجازى است زيرا ذكر حالّ و ارادهء محلّ شده و « لسان » بمعنى ثناى نيكو معنى مجازى است زيرا تسميهء شىء باسم آلت آن مىباشد و لسان آلت ثناى نيكوست . اين گونه استعمالها در قرآن فراوان است و سيوطى در فصل پنجاه