برهان الدين محقق ترمدى
51
معارف ( مجموعه مواعظ و كلمات سيد برهان الدين محقق ترمدى ) ( فارسى )
برتافتى [ 1 ] از طرف پادشاه شدى و تيغ كشيدى ( بر دشمن ) [ 2 ] اكنون از حق ( تعالى ) [ 2 ] ظفر خواه ، بيت : بزر نخريدهء 114 جان را از آن قدرش نمىدانى * كه هندو قدر نشناسد متاع رايگانى را اكنون صاحب سرّ پادشاهى [ را ] چنين [ 3 ] كنند چگونه غضب فرونيايد ( حرمت داشت و استقبال او ) [ 4 ] آنگاه خشنودى طلبند اين چه منزل خشنوديست لا إله الّا اللّه لا إله الّا انا « 1 » تا چند گويم : « انت ( تا چند گويم ) [ 2 ] انت » چندان گفتم كه چنان شد [ 5 ] كه انا انت و انت انا توحيد حاصل شد موحّد شدم اينك نماز من چنينها كرد من نماز چنين كردم هركه مرا نشناسد شقىّ مطلقست هيچ شبهه نيست ايشان مىگويند [ 6 ] : « تو سجود نمىكنى » من مىگويم : « اى خداوند ايشان مرا سجود نمىكنند » إِلَّا إِبْلِيسَ أَبى « 2 » آنك مسجود بود ساجد نبود ( تو از حساب مايى شناختهء امّا ايشان مردودند و ما ايشان را مخالف و ضدّيم دو لشكر مخالفيم ) [ 2 ] ايمان ظلمانى را چكنم ايمان و ظلمانى و ظلمت چگونه چيزى باشد ( اينجا كه منم خود ايمان چه زهره دارد كه قدم نهد تا ساجدست مسجود نيست چنانك تا مجاهدهست 115 مشاهده 116 نيست و چون مشاهده است مجاهده نيست
--> ( 1 ) - سل : عنان تافتى ( 2 ) - سل : عبارت بين ( ) افتاده است . ( 3 ) - سل : پادشاه را چنين ( 4 ) - اصل : عبارت بين ( ) افتاده است . ( 5 ) - سل : گفتم چنان شدم ( 6 ) - سل : مرا مىگويند ( 1 ) - قرآن كريم ، طه / 14 ( 2 ) - قرآن كريم ، البقرة / 34