برهان الدين محقق ترمدى
39
معارف ( مجموعه مواعظ و كلمات سيد برهان الدين محقق ترمدى ) ( فارسى )
كه ماضى را هم رنگ كنند و خوش و چندان غلبه كند لذّت كه از ماضيت ياد نيايد و اگر يادت آيد چنان ياد آيد كه خرّمى افزايد » ) [ 1 ] آتَيْناهُ الْحِكْمَةَ وَ فَصْلَ الْخِطابِ « 1 » بعد از آن كه وَ شَدَدْنا مُلْكَهُ « 1 » تا هم رعاياء اعضا [ 2 ] و جوارح و حواس و خواطر تحت امر او شدند وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ « 2 » بيان حكمت يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَهُ « 2 » جبال بدين وظيفه است [ 3 ] هرك مرا تعظيم نكرد از آنست كه مرا نشناخت من علم را چه كنم علم [ 4 ] عمل نفس ناطقه است احمد محمّد لا إله الّا اللّه اين را از ميان برگير از [ 5 ] پيش ما دور كن هر چه غيرتست نزد من [ 6 ] كفرست ( مرا مرنجان ) [ 7 ] ما طاقت تصرّف كسى نداريم ( ما را همين نفسيست ) [ 7 ] نفس پيش ما عزّت ندارد ، دم عشق مازنى و به غير مشغول [ 8 ] شوى ( نى ) [ 9 ] نمىشوم و اگر بشوم [ 10 ] خونم بريز ( بتن ) [ 7 ] بيايى به خدمت بمال نيايى و گرمى نكنى اينهات [ 11 ] مانعست خدا را ، كى خدا [ 12 ] خدا را كى دوست دارد خدا چون مرا غير او [ 13 ] هيچ نمىبايد [ 14 ] مرا اين مسله معلوم شدست كه غير او [ 15 ] هر چه هست هيچ است مردانهوار كارى خواهم كردن نيك مردانه هان تو مىكنى يا خدا مىكند من علم را چه كنم ، مرا
--> ( 1 ) - سل : عبارت بين ( ) افتاده است . ( 2 ) - سل : همه رعايا و اعضا ( 3 ) - سل : بدن و طبيعت است ( 4 ) - سل : كه علم ( 5 ) - سل : بردار و از ( 6 ) - سل : ما ( 7 ) - سل : ندارد . ( 8 ) - سل : به غير ما مشغول ( 9 ) - اصل : ندارد . ( 10 ) - سل : نمىشوم اگر شوم ( 11 ) - سل : اينها ( 12 ) - سل : خدا كى بيند خدا ( 13 ) - سل : خدا مرا غير حق ( 14 ) - اصل : يابد ( 15 ) - سل : حق ( 1 ) - قرآن كريم ، ص / 20 ( 2 ) - قرآن كريم ، سبأ / 10