برهان الدين محقق ترمدى

36

معارف ( مجموعه مواعظ و كلمات سيد برهان الدين محقق ترمدى ) ( فارسى )

سيه نمانده است موى سياه [ 1 ] صفت خلق است اكنون نظر را از غير [ 2 ] بردار تا نظر شيخ بر تو افزون شود و اگر نظر از غير برندارى شيخ نظر را از غير [ 3 ] بردارد نظر شيخ نمانده است آن نظر حق است [ 4 ] اكنون شيخ را به خود حاضر دان هر كجا كى هستى تا [ 5 ] شيخ‌شناس باشى كى اگر شيخ را از خود غايب دانى بوقت غيبت پس شيخ نشناخته [ 6 ] باشى كه ( نظر ) [ 7 ] او نمانده است نظر حق است ينظر بنور اللّه [ 8 ] 90 . وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ « 1 » ( شيخ را حاضر دان به همه حالها كه هستى و تعظيم او نگاه‌دار با تعظيم تو شيخ را تعظيم بود و اگر نه افسوس بود . سرگشته چو آسيا [ ى ] گردان كنمت * با هرچ بسازى زود ويران كنمت از جايى فرومىنگرم كه نتوان صفت دادن ازو به او فرونگرم آخر ما از حق به حق مىنگريم و لقد خلقنا الانسان و نعلم ما توسوس به نفسه و ليكن وسوسه‌اش نگيرم كه در وسع او نيست و ليكن وسوسه نگذارد آن وسوسه را پس ازين مىفرمايندش اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً « 2 » تا آن مشغولى ذكر اللّه او را به وسوسه نگذارد چون هيچ نياسايد از ذكر ، وسوسه

--> ( 1 ) - سل : مانده است كه موى سيه ( 2 ) - سل : نظر از غير ( 3 ) - سل : نظرت از غير ( 4 ) - سل : كه صاحب قدرتست و نظرش نظر حقست ( 5 ) - سل : هستى شيخ ( 6 ) - سل : شيخ را نشناخته ( 7 ) - اصل : ندارد . ( 8 ) - سل : اللّه شده ( 1 ) - قرآن كريم ، ق / 16 ( 2 ) - قرآن كريم ، الاحزاب / 41