برهان الدين محقق ترمدى

9

معارف ( مجموعه مواعظ و كلمات سيد برهان الدين محقق ترمدى ) ( فارسى )

مىگويد : « آهسته‌تر سوز كه طاقت سوختن سخت ندارم [ 1 ] و قوّت تحمّل آن نيست مرا » يا حجّام را مىگويد : « نيش آهسته‌تر نه و آهسته‌تر فروبر [ 2 ] » امّا هرآينه تا مويى از كالبد هست آتش را با اين [ 3 ] كار است تا تمام دمار سيه 15 برنيارد از طبيعت فايده نيست [ 4 ] بيت : خود گر سنايى 16 [ 5 ] دم زند آتش درين عالم زند * وين عالم بىاصل را جون ذرّها برهم زند جون محبّت پيدا آيد يا او را سوى خويش كشد يا [ 6 ] سوى او رود جون وصلست فرق نبود او را يافتى او را يافته باشى قل عبارت از وقت است كه سر پستان نطق خليدن [ 7 ] گيرد كسى را طلبد كه سماع سخن او كند و وقتى سر پستان نخلد باشد [ 8 ] كه هم وهّابى كند جهت شير وَ مَنْ أَوْفى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ « 1 » آرى آزارند و برنجند امّا [ 9 ] حقوق نگاه دارند حقوق نعم باشد كه يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها « 2 » هم ماكيان خوذ نوك 17 زند و بيضه را بشكند جون چوژه 18 تمام برسذ فَاعْفُ عَنْهُمْ « 3 » منت لعنت كردم هم منت رحمت كنم اين مرا افتاده است كَنَفْسٍ واحِدَةٍ « 4 » يكى [ 10 ] جان در دو تن شنيدهء ببين

--> ( 1 ) - سل : سوختن نمىدارم ( 2 ) - سل : نيست مرا اما هرآينه ( 3 ) - سل : او . ( 4 ) - سل : فايده نيست خود . ( بيت ) ندارد . ( 5 ) - سل : گر جان عاشق ( 6 ) - سل : يا او ( 7 ) - از آن وقتى است كه سر پستان خليدن ( 8 ) - قو : كه باشد . سل : هم باشد ( 9 ) - سل : و ليكن نگاه دارند اللّه يتوفى ( 10 ) - سل : يك ( 1 ) - قرآن كريم ، التوبة / 111 ( 2 ) - قرآن كريم ، الزمر / 42 ( 3 ) - قرآن كريم ، آل عمران / 159 ( 4 ) - قرآن كريم ، لقمان / 28