برهان الدين محقق ترمدى

7

معارف ( مجموعه مواعظ و كلمات سيد برهان الدين محقق ترمدى ) ( فارسى )

است بىآنك درودمند روحا من امرنا « 1 » باقى همه صورتهاست ده اسب نقش كنى بر ديوار هيچ نيرزد جان آنگه گيرد سخنت كه تو با جان شوى بس چاره آنست كه تو تربيت [ 1 ] باطن كنى بجهد جهت [ 2 ] تحصيل روح باقيه 11 كه غير اين روح عامست زيرا اكنون در تو ناقص است آن روح تا كامل شود [ 3 ] در تو پارهء درآمده است ، او خود كاملست امّا در تو كامل نشده است همچنانك آفتاب قدر سوراخ روزن [ 4 ] و آب دريا به قدر كوزه امّا اگر كاملى باشى بينى [ 5 ] كى در باطن تو چيزى افتد ازين منجّسات اثر نكند و بقا نكند [ 6 ] داروى جشم فداى عيسى نمىكنى فداى كور مادرزاد مىكنى [ 8 ] تا چه شود سزاى دنيا همين است كه اين مرد [ 9 ] مىكند همه در مىبازد فاعينونى بقوّة « 2 » ستّار اگر فضيحت نكند و [ آن را ] علاج كند نيكو باشد اگر فضيحت نكند و آن علاج نكند آن خود عين [ عداوت ] باشد [ 10 ] شطرنج چوب‌دست [ 11 ] طفلان باشد اسب بجاى شه نشانند و شه را بجاى فرزين نشانند [ 12 ] . بيت : هيچ‌كس را نامدست 12 از عاشقان در راه عشق * بىزوال ملك صورت ملك معنى در كنار

--> ( 1 ) - سل : كه تربيت ( 2 ) - سل : كنى جهت ( 3 ) - سل : نشود ( 4 ) - سل : به قدر روزن ( 5 ) - سل : كاملى ببينى ( 6 ) - سل : تفاوت نكند ( 7 ) - سل : چشمها از بهر داروى بينايى و گوشها را از بهر داروى شنوايى فداى عيسى وقت نمىكنى ( 8 ) - سل : هى كنى و آن نفس و شهوات تست ( 9 ) - سل : مرد نادرهء عالم ( 10 ) - سل : ستار اگر فضيحت نكند و آن را علاج نكنند عين عداوت باشد . ( 11 ) - سل : چون ( 12 ) - سل : سل : اسب را بجاى شاه نشانند و شه بجاى فرزين ( 1 ) - قرآن كريم ، الشورى / 52 ( 2 ) - قرآن كريم ، الكهف / 95