برهان الدين محقق ترمدى

5

معارف ( مجموعه مواعظ و كلمات سيد برهان الدين محقق ترمدى ) ( فارسى )

دهد چرا ازو روى گردانيد كسى كه شما را انگشترى دهد عاشق او شويد دست پيش او بنديد كسى كه شما را دست و انگشتان دهد چرا نشناسيت برمىشمرد ايشان گفتند : « ما دوست مىداشتيم خدا را و شكر مىكرديم اين نعمتها را امّا چو ترا بر ما برگزيد با اين معجزها و اين قدرتها دشمنش گرفتيم » گفت : « آخر من از شما جدا نيستم مرا براى آن برگزيد تا آن گزينش 8 به همه برسد همه را منّت بايد داشتن تنها مرا نى » چنانك در راهى با خطر خفته باشى يكى دست بر تو نهد كه خيز اوّل دلت آگه شود آنگه چشمت و از شود اعضاى ديگر هنوز بىخبر ، بعد از ساعتى همه اعضا در جنبش آيند از آن مقام با خطر خلاص يابد هرگز آن اعضا نگويند كه : « ما نمىرويم اى دل تو برو و اى چشم تو برو كه اوّل شما را بيذار كرد » يا از زندان مهلك زندانى دست برآورد كه اوّل سوراخ را فراخ كند باقى اعضا خشم نگيرد كه اى دست سوراخ را فراخ مكن ما نخواهيم كه اوّل تو بيرون آمذى 9 مگر عضوى باشد [ خفته ] و يا مرده و اگر نه همه اعضاى زنده شاد باشند و خواهان باشند كه از ما پاى [ 1 ] با دستى ره يافتى بيرون تا باقى را راه كردى و اللّه الموفّق . همه كافران همين مىگفتند [ 2 ] كه ما را مال و نسب و جمال و قد و قالب و قامت زيباتر از محمّد است [ 3 ] و بيشتر ، نبوّت وى را چگونه مسلّم شود و از نور

--> ( 1 ) - ظ : مايان ( 2 ) - سل : گفتند ( 3 ) - سل : ما را مال و حسب و نسب و جمال و قد و قامت زيبا بيشتر است از محمد عليه السلام