برهان الدين محقق ترمدى

131

معارف ( مجموعه مواعظ و كلمات سيد برهان الدين محقق ترمدى ) ( فارسى )

( 88 ) - ، س 3 ، قلّابان : جمع فارسى قلّاب است كه ظاهرا صورت فارسى كلمهء : « قلّب » است باشباع فتحهء لام كه در عربى بمعنى چاره‌ساز و حيله‌گر مىآيد يقال رجل حوّل قلّب و حوّلىّ قلّبىّ و حوّلىّ قلّب اى محتال بصير بتقليب الامور . ( محيط المحيط ، در ذيل : قلب ) و در پارسى كسى را گويند كه سكّهء قلب زند چنان كه خاقانى گويد : خلاص بود كنون قلب شد ز سكّه بگشت * مُزوّر آمد و خائن چو سكّهء قلّاب اى مرد سلامت چه شناسد روش دهر * از مهر خليفه كه نويسد زر قلّاب ديوان خاقانى ، طبع طهران ، 1338 ص 50 ، 57 و اين نكته مستفاد است از بحثى كه در يكى از مجالس مرحوم علّامه محمّد قزوينى ( متوفّى خرداد 1328 ) به ميان آمد و وى اين مطلب را تقرير فرمود ( رحمة اللّه عليه ) و در غياث اللّغات و آنندراج قلّاب ( بفتح اوّل و تشديد لام ) گرداننده از سره به ناسره يعنى دغا باز تفسير شده و ظاهر وجهى ندارد و عجب آنكه در آنندراج يكى از مآخذ اين تفسير منتهى الارب برمز ( ا ) نقل شده درصورتىكه اين كلمه با ضبط و معنى مذكور در آن كتاب نيامده است . ( 89 ) - ، س 12 ، شيخ را همه موى الخ : در بيان اين معنى از مولانا بشنويد :