أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
12
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
نموذى 322 ؟ مؤمنان گفتند : هدايت آنست كى خذاى - تعالى - ما را به آن امر فرمايذ و ضلالت آنست كى ما را از آن نهى فرمايذ . گفتند : چگوئيذ در حقّ آنانك از شما بر قبلهء ما مردهاند ؟ و اسعد زراره از بنى النّجار و برآء بن مغرور 323 از بنى سلمه و ايشان از نقبا بوذند و جمعى ديگر در آن وقت وفاة يافته بوذند كى هنوز قبله بيت المقدس بوذ . ايشان از جواب سؤال عاجز شذند . به حضرت رسول آمدند - عليه السّلم . گفتند : يا رسول اللّه ! خذاى - تعالى - كعبه قبلهء تو ساخت ؛ حال برادران ما كى نماز سوى بيت المقدس كردند و بر آن مردند 324 ، چه باشذ ؟ خذاى - تعالى - آيت فرستاذ . « وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمانَكُمْ » خذاى - تعالى - نمازى كى سوى بيت المقدس كردهايذ ضايع نگردانذ و ايشان را ثواب و درجات بخشد . 325 « إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ ( 17 ) لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ » و خذاى - تعالى - مهربان و بخشاينده 326 است مر 327 بندگانرا . « قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ » اوّل چيزى از امور شرع محمّد - عليه السّلم - كى منسوخ شذ امر قبله بوذ ، و آن چنان بوذ كى رسول - صلّى اللّه عليه و آله - تا در مكة بوذ نماز بكعبه مىكرد ؛ چون بمدينة هجرت كرد دو شب از ماه ربيع الاوّل 328 گذشته بوذ ؛ خذاى - تعالى - او را امر فرموذ كى نماز بصخرة بيت المقدس كنذ تا نزديكتر بوذ بتصديق جهوذان او را ، و گويند : محمّد با نعتي و صفتي كى ما او را در تورية مىيابيم نماز بقبلهء ما مىكنذ ، متابعت كنيم او را . رسول هفت ماه نماز به بيت المقدس كرد و أنصار پيش از مقدم رسول به مدينه 329 دو سال نماز با بيت المقدس كردند ، و كعبه دوسترين 330 قبلها بوذ بر رسول ، و اين از آن بوذ كى قبلهء پذرش إبراهيم بوذ - عليهما السّلم . روزى رسول جبريل 331 را گفت - عليهما السّلام - كى : از جهوذان به من رسيذه است كى محمّد را قبلهء نيست تا ما او را به قبله راه نموذهايم ؛ من موافقت ايشان دشمن مىدارم ؛ مىخواهم كى خذاى - عزّ و جلّ - قبله من بگردانذ . جبريل گفت : يا رسول الّله ! من چون تو بندهام 332 ؛ از حضرت خذاى - تعالى - بخواه . جبريل برفت 332 . رسول روى سوى آسمان كرد و منتظر مىبوذ كى امرى رسذ و جبريل در شأن قبله وحى آرذ . خذاى - تعالى - آيت فرستاذ . « قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ ( 18 ) فَلَنُوَلِّيَنَّكَ » بديذيم - ما كى خذاونديم - رو در آسمان 333 . . . . . . . - اى محمّد 334 ! - صرف كرديم و گردانيذيم ترا « قِبْلَةً تَرْضاها » بقبلهء كى 335 تو دوست ميدارى آن را - يعنى : كعبه - « فَوَلِّ وَجْهَكَ » بگردان روى 336 « شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ » سوى مسجد حرام ، يعنى :