أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
621
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
نمىپذيرد . در التبيان ( ج 4 ، ص 40 ) پس از پايان گرفتن متن كامل آيت گرامى ، نوشته شده : « آية واحدة بلا خلاف » . ( 1781 ) 161 / 3 تا 6 « انّ النّاس . . . لهم » . سنج : كشف الاسرار و عدّة الأبرار ، ج 3 ، ص 249 و 250 . در دستنوشت به جاى « لتأمرن » و « لتنهون » ، « ليأمرون » و « لينهون » آمده و به جاى « فيسومنكم » و « ليدعون » ، « فليسوا منكم » و « ليدعن » . ( 1782 ) 161 / 11 « سوى عذاب بچشانذ » . عبارت چنين است در دستنوشت - جز در « چ » كه موافق روال قدما « ج » كتابت شده است . ( 1783 ) 161 / 17 « ابو العاليه » . « ابو العاليه » : رفيع بن مهران بصرى ، از موالي بنى رياح از مشاهير طبقهء اوّل تابعين . تاريخ مرگ او در بيشتر منابع 90 تا 93 ق . است . وى ظاهرا ايرانىنژاد بوده . به فارسى سخن مىگفته و در تكلّم به عربى لحن داشته است . وى در ميان صحابه از عمر و ابىّ بن كعب و ابن مسعود و ابن عبّاس و ديگران حديث شنيد ، امّا روايت بىواسطهء او از حضرت امام على - عليه الصّلوة و السّلام - محلّ اختلاف است . در فتح اصفهان و شوشتر به روزگار عمر حاضر بود . وى نسبت به اهل بيت پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - تمايلى داشت و صدقات اموال خود را توسّط ايشان به مصارف آن مىرساند و وصيت كرد تا ثلث مالش را به آل على - عليه الصّلوة و السّلام - بپردازند . ابو العاليه به عنوان يك مفسّر شناخته مىشده و سخنان بسيارى در تفسير آيات قرآن از او نقل گرديده است ؛ حتّى مىتوان از كتابي كه در تفسير از او به جا مانده ياد كرد و آن تفسيرى است به روايت ربيع بن انس بكرى از ابو العاليه كه طبرى به طرق مختلف در تفسير خود از آن استفاده كرده و ثعلبى در الكشف و البيان از اين روايت با عنوان « تفسير ابى العالية و الربيع » سود جسته و حاجى خليفه آن را « تفسير ابى العالية » خوانده است . ( بگزينش و نگارش از : دائرة المعارف بزرگ إسلامي ، ج 5 ، ص 665 ) . ( 1784 ) 162 / 2 « [ . . . ] » . سه نقطة در ميان دو چنگك نهاده شده تا گفته آيد باقى آيت شريف را مصنّف - أعلى اللّه مقامه - نياورده و پايان آيت در مصحف عزيز اينجا نيست . در التّبيان ( ج 4 ، ص 42 ) ، پس از لفظ شريف « الآثمين » ( پايان آيت گرامى ) ، نوشته شده : « آية بلا خلاف » . ( 1785 ) 162 / 10 « نقرهء زركوفت » . « زركوفت » : زركوبى شده ؛ چيزى كه روى آن را تذهيب كرده باشند زينت را . « شدم عذرگويان بر شخص عاج * به كرسي زركوفت بر تخت ساج » ( سعدى ) ( بنگارش و گزينش از : لغتنامهء دهخدا ) . ظرف مورد بحث در تفسير شيخ ابو الفتوح - رفع اللّه درجته - ( چ شعرانى ، ج 4 ، ص 355 ) چنين