أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

616

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

ج 2 ، ص 873 ) . نغزك : پيشينيگان به مقابل قرار دادن « گوهر » و « خزف » على الظّاهر مأنوس بوده‌اند . حافظ مىفرمايد : « جاى آنست كه خون موج زند در دل لعل * زين تغابن كه خزف مىشكند بازارش » ( شاهد از : حافظ نامه ، ج 2 ، ص 871 ) . ( 1740 ) 152 / 25 « پديذ آيذ » . « پديد آمدن چيزى از چيزى » : ممتاز و متمايز و مشخّص شدن چيزى از چيزى ، معلوم و پيدا شدن تفاوت چيزى با چيز ديگر . « بده تا بپوشم سليح نبرد * به كين تا پديد آيد از مرد مرد » ( فردوسى ) ( شاهد از : لغتنامهء دهخدا ) . متعدّى اين « پديد آوردن » است . رودكى گويد : مىآرد شرف مرد مىپديد * و آزاده نژاد از درم خريد مىآزاده پديد آرد از بد اصل * فراوان هنرست اندر اين نبيد ( ديوان رودكى ، شرح و توضيح : منوچهر دانش پژوه ، ص 25 ) . ( 1741 ) 153 / 1 « اين آيت آن وقت منزل شذ كى . . . » . سنج : مجمع البيان ، ج 3 ، صص 299 - 301 ؛ و : تفسير شيخ ابو الفتوح رازى - نوّر اللّه مرقده - ( چ شعرانى ) ، ج 4 ، صص 205 - 208 ؛ و : التّبيان ، ج 3 ، ص 525 و 526 ؛ و : تاج التّراجم ، ج 2 ، ص 589 - 592 ؛ و : كنز الدّقائق ، ج 4 ، ص 117 ؛ و : الكشّاف ، ج 1 ، ص 633 و 634 . ( 1742 ) 153 / 4 « ضرب » . ريخت موجود در دستنوشت ، « حزب » يا « صزب » خوانده مىشود . ( 1743 ) 153 / 12 « كنانة بن ابى الحقيق » . « كنانة » در دستنوشت « كنانه » كتابت شده ؛ به نظر رسيد تنها اختلاف در ريخت كتابتى است نه اصل و لفظ ، پس دو نقطة را افزوديم . ضمنا : گفتنى است كه در ضبط نامها ، بين متن ما و تفسير شيخ ابو الفتوح ( چ شعرانى ، ج 4 ، ص 205 ) همسانى كامل نيست ؛ نيز چنين است متن ما و مجمع البيان . ( 1744 ) 153 / 18 « را بخوانيم ( 319 ) » . حرف يكم كه در دستنوشت ديده مىشود بيش از آنكه به « ر » بماند به « و » مىماند ، ولى به نظر مىرسد طغيان قلم كاتب باشد . ( 1745 ) 153 / 26 « فقال له رسول الله . . . . » . ضمنا در دستنوشت دال « أنشدك » مفتوح است . سنج : التبيان ، ج 3 ، ص 525 ؛ و : مجمع البيان ، ج 3 ، ص 299 و 300 ؛ و : كنز الدّقائق ، ص 117 و 118 . ( 1746 ) 154 / 10 « ترنجبين و سمانة » در ترجمهء « المنّ و السّلوى » آمده .