أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

612

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

( 1708 ) 148 / 4 و 5 « إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى . . . ظَلُوماً جَهُولًا » . الأحزاب / 72 . ( 1709 ) 148 / 23 « و جزاء ظالمان اين بوذ » . اين عبارت به طرزى در حاشية - به خطّ اصلى - افزوده شده كه از صحّت قرائت آخرين حرف واژهء « جزاء » ، به هيچ روى ، بىگمان نمىتوانم بود . ( 1710 ) 148 / 24 « وعد وعيد » . چنين مىباشد در دستنوشت . ( 1711 ) 149 / 1 « فعّلت است » . از درستى قرائت دومين واژه به سبب عدم انعكاس روشنش در عكس ، بىگمان نيستم . ( 1712 ) 149 / 2 « خوردن » لفظ - به خطّ اصلى - در حاشية نوشته شده است و دو حرف آن مخدوش مىباشد ؛ از قرائتم بىگمان نيستم . ( 1713 ) 149 / 2 « عبّاس » . در دستنوشت : « عيّاس » . ( 1714 ) 149 / 10 « اين قول محمّد جرير است » . نيز نگر : تفسير شيخ ابو الفتوح - عليه الرّحمة - ( چ شعرانى ) ، ج 4 ، ص 179 . ( 1715 ) 149 / 10 « صادق گويذ - عليه السّلم - : قابيل هابيل را . . . » . در تفسير شيخ ابو الفتوح - طاب ثراه - ( چ شعرانى ) ، ج 4 ، ص 179 ، آمده : « از صادق - عليه السّلام - روايت كردند كه به زمين بصره بود آنجا كه امروز مسجد آدينه است . » . ( 1716 ) 149 / 14 « سقط في يديه » . در دستنوشت : « سقط في يديه » ؛ ريخت مكتوب موجود پديدآرندهء اين گمان است كه در آغاز « سقط في يده » نوشته شده بوده ، آنگاه لفظ را روى همان كتابت پيشين و ( ظ . ) با همان قلم اصلى ، دگر ساخته‌اند . واژه شناس كبير ، فيروزآبادي ، گفته : « سقط في يده و أسقط مضمومتين زلّ و أخطأ و ندم و تحيّر » ( القاموس المحيط ، ج 2 ، ص 539 ) . در المعجم الوسيط ( ص 435 ) مىخوانيم : « سقط في يده : ندم و تحيّر ، و في التنزيل العزيز : وَ لَمَّا سُقِطَ فِي أَيْدِيهِمْ . » . ( 1717 ) 149 / 20 « ذخيره » . در دستنوشت : « دخيره » . ( 1718 ) 149 / 23 « گوى » ، « گو » . در دستنوشت - چنان كه شيوهء رسم الخطّى پيشينگان است - هر دو به كاف تازى كتابت گرديده‌اند . در متن انتقادى تاج التّراجم ( ج 2 ، ص 580 ) و قصص قرآن مجيد ( ص 61 ) ، در هر دو ، مصحّحان « گو » ضبط كرده‌اند . از لغت‌نامه‌ى دهخدا ، معناى « گو » - به زبر يكم - چنين برمىآيد : « زمين پست و مغاك ، گود ، گودال ،