أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

591

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

راست آنست كه « سر » ، در اينجا ، مضاف و « گردنان » ، مضاف اليه است ؛ مفيد معنا هم هست . « گردنان » : بزرگان و صاحب‌قدرتان و سران باشند ( برهان ) ( آنندراج ) . « خداوند گردنان را كه وى از ايشان با رنج بود گرفت و به بندى آورد » ( تاريخ بيهقى ) . « بسا يوسفان را كه در چاه بست * بسا گردنان را كه گردن شكست » ( نظامى ) « سرگردنان شاه گردون گراى * ز پرگار موكب تهى كرد جاى » ( نظامى ) « آن از همه گردنان سر نامه * و ان از همه سر كشان سر دفتر » ( مسعود سعد ) « بنازند فردا تواضع كنان * نگون از خجالت سرگردنان » ( سعدى ) « سروران را بىسبب مىكرد حبس * گردنان را بىخطر سر ميبريد » ( حافظ ) ( نقل بگزينش از : لغتنامهء دهخدا ) . « برداشتن سر » همان برگرفتن سر و كنايه از كشتن و از ميان بردن است ، و بريدن سر . « ز توران كجا يافت برداشت سر * برانداخت آن مرز را سر بسر » . ( فردوسى ) « كه با شاه ما را دهد آشتى * بخواب اندرون سرش برداشتى » . ( فردوسى ) « شمشيرها كشيدند و سر وى برداشتند » ( تاريخ بخارا ) . ( نقل بگزينش از : لغتنامهء دهخدا ) . ( 1571 ) 126 / 4 « مصافى » . چنين است در دستنوشت به پيش ميم . ( 1572 ) 126 / 5 « لا فتى الّا على لا سيف الّا ذو الفقار » . در دستنوشت : « ذو الفقار » . نگر : القاموس المحيط ، ج 2 ، ص 158 . نازمايهء شيعه ، علّامهء حلّى ، - طاب ثراه - در كتاب كشف اليقين في فضائل امير المؤمنين عليه السّلام ( تحقيق على آل كوثر ، ص 103 ) گويد : « و نزل جبرئيل في يوم بدر ، و هو يقول و سمعه المسلمون كافّة : لا سيف إلّا ذو الفقار ، و لا فتى إلّا علىّ . » فاضل محقّق ، آقاى على آل كوثر ، در حاشية ( همان كتاب ، همان رويهء ) ذيل اين مطلب نوشته‌اند : « رواه ابن عساكر في تاريخ دمشق من ترجمة الامام علىّ - عليه السّلام - ج 1 ص 158 في الحديث 197 عن أبى جعفر محمّد بن على ، قال : نادى مناد في السماء يوم بدر يقال له : رضوان : لا سيف إلّا ذو الفقار ، و لا