أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
583
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
( 1510 ) 119 / 14 « برداشته » . حرف يكم و دوم در عكس دستنوشت كاملا واضح نيستند ، ولى گمان مىكنم درست خوانده باشم . همچنين است « از » در « از دو جانب پاء » ( ظ ) اين پارهء معنا نگرنده است به : « النّاتيان » - در عبارت تازى . مصنّف - أعلى اللّه مقامه - با كاربرد مفهوم « برداشتگى » ، رسانندهء وصف برآمدگى و برجستگى اين استخوانهاست . ( 1511 ) 119 / 14 « بندگشا » . « بندگشا » : مفصل . « مرتبهء سيم مرتبهء رطوبتهائيست كه بندگشاها را سست دارد . » ( الأبنية في حقائق الأدوية ) . « خلطها كه اندر بندگشاها بود و سخت شده باشد نرم گرداند . » ( ذخيرهء خوارزمشاهى ) . « بند گشاد » نيز به همين معنا به كار رفته است . ( نقل بتلخيص و تحرير از : لغتنامهء دهخدا ) . ( 1512 ) 119 / 16 « و ما أرسلنا . . . قومه » . ابراهيم / 4 . ( 1513 ) 119 / 18 « منجمين » . نگر : القاموس المحيط ، ج 4 ، ص 254 . ( 1514 ) 119 / 20 « دوال نعل » . در المرقاة آمده ( ص 90 ) : « الشّراك : دوال نعلين . » [ چنين است در اصل به « پيش » دال ] . و : « الشّبسع : دوال نعلين از چپ و راست . » نيز نگر : لغتنامهء دهخدا ، ذيل « دوال » ، و : ملخّص اللّغات ، ص 47 و 78 . ( 1515 ) 119 / 22 و 23 « پاء » ( هر دو مورد ) . چنين است در دستنوشت ؛ پيش از اين در بارهء موردى مانند اين سخن گفتهايم . ( 1516 ) 119 / 24 « . . . سر ممسوح . . . » . در عكس ما ، جايگاه حرف دوم « سر » و حرف يكم « ممسوح » ، بروشنى قابل قرائت نيست ؛ به سنجش و گمان ، خوانديم . ( 1517 ) 119 / 24 « پاى » . چنين است در دستنوشت ؛ اين قرينهاى است براى تأييد اين گمان كه كسره به عنوان تابع رسم الخطّى « ء » گذاشته نمىشده ، بلكه نمودار ويژگى آوايى خاصّى است . چه بسا ياء « پاى » در اين گونهء تلفّظى ويژه مكسور خوانده مىشده يا . . . . ( 1518 ) 119 / 26 « . . . روايت كنذ كى وقتى . . . » . سنج : كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 55 و 56 ؛ نيز نگر : الإختصاص ، الشيخ المفيد ( ره ) ، ص 36 . ( 1519 ) 120 / 8 و 9 « ( 246 ) . . . امر كرد كى روى بشوى ؛ . . . » . جايگاه واپسين حرف « امر » در دستنوشت ما روشن نيست ، ولى گمان مىكنم درست خوانده باشيم .