أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
561
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
( 1314 ) 93 / 12 و 13 « وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى . . . لِلَّهِ » . الأنفال / 39 . « يكون » در مصحف متداول « يكون » است . ضبط دستنوشت ما قرائت ديگرى است ؛ نگر : معجم القراءات القرآنيّة ، ج 2 ، ص 449 . « لا تكون » در دستنوشت ما « لا يكون » بود ؛ مطابق مصحف إصلاح و ضبط شد . ( 1315 ) 93 / 14 و 15 « فيكون . . . كلّه » . سنج : بحار الأنوار ، ج 26 ، ص 263 ، و : ج 51 ، ص 83 ( هر دو : چ 110 جلدي ) . گفتنى است كه در دستنوشت آمده : يظهر الإسلام ( به همين طرز حركتگذارى ) . ( 1316 ) 93 / 16 « اگر از عمر عالم . . . » . سنج : الإرشاد ، تحقيق : مؤسّسة آل البيت - عليهم السّلام - لإحياء التّراث ، ج 2 ، ص 340 و 341 ( با پينوشت ) . بيش از آن و پيش از آن ، نگر : كتاب الغيبة ، شيخ الطّائفة الطّوسى ( ره ) ، صص 180 - 182 ( به ويژه با پينوشت ارزشمند شمارهء 2 از ص 181 ) . پنهان نماند كه در همين زنجيره يادداشتى بشرحتر داريم در همين موضوع ؛ اميدواريم سودمند واقع شود - إن شاء اللّه . ( 1317 ) 93 / 25 « ( 187 ) سؤال » . ضبط دستنوشت كاملا روشن نيست ، ولى گمان مىكنم درست خوانده باشم . ( 1318 ) 93 / 26 « مردى از بنى مرّة بن . . . نام او . . . » . در تفسير شيخ ابو الفتوح - أعلى اللّه مقامه - آمده : « . . . آيت در مردى آمد از بنى مره بن عوف بن سعد دينار ، نام او مرداس بن نهيك ، . . . » . ( چ شعرانى ، ج 3 ، ص 472 ) . ضمنا بررس : كشف الاسرار و عدّة الأبرار ، ج 2 ، ص 642 . ( 1319 ) 94 / 2 « مردى ، . . . » . پس از « مردى » در دستنوشت يك « بوذ » هم كتابت شده و سپس رويش خط زده شده است . ( ظ . به خطّ اصلى خط زده شده . ) . هر چند بود آن « بوذ » ، خالي از مشكل بود ، به سبب خط زدگى درجش نكرديم ؛ در ريخت كنونى اگر چه جمله قدرى از أذهان امروزيان دورست ، غلط نيست . ( 1320 ) 94 / 3 « فضالة » . در دستنوشت : « فضّالة » . ( 1321 ) 94 / 4 « سولاخ » . « سولاخ » ريخت ديگرى است از « سوراخ » . در ناحيهء اصفهان هنوز اين تلفّظ شنيده مىشود . مصنّف - طاب - ثراه - در بلابل القلاقل هم « سولاخ » را به كار برده : « . . . و در ان واديها سولاخهاست » ( رويهء 187 از دستنوشت بنا بر شمارهگذارى عكس ما ) ؛ البتّه در همين بلابل القلاقل « سوراخ » هم استعمال شده ( همان رويه ) .