أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
پيشگفتار 64
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
به دست دادن قرائتى أمين از دستنوشت است . نمونهء اين دشواريها ، در مواضع إبهام رسم الخطّ پيشينگان رخ مىنمايد ؛ مثلا در رويهء 177 از دستنوشت ، واژهء « شؤم » ( ضدّ بركت ، نقيض يمن ) - كه اصالتا هم تازى است - به كار رفته و به ريخت « شوم » كتابت شده ؛ حال چگونه مىتوانيم دانست كه مصنّف - عليه الرّحمة - « شؤم » مىخوانده و دستنوشت بنا بر معمولش كه « ء » را ندارد ، « ء » ى « شؤم » را ضبط نكرده ، يا چنان كه امروز در فارسى ، ناخجسته را « شوم » مىگويند ، مصنّف أساسا « ء » را در تلفّظ نمىآورده است . به هر روى ، ما كوشيدهايم تصرّفى در متن دستنوشت نكنيم مگر آنكه يقين 143 حاصل كرده باشيم تصرّف ما متن موجود را به اصل مورد تصويب و امضاى مصنّف نزديك مىكند . از اين رو - و به سبب پرهيزى كه از همدستى با كاتبان بىامانت اعصار و أمصار داشتهايم - گاه چه بسا در احتياط و عدم تصرّف زياده روى كرده باشيم ؛ ولى خوددارى از دست بردن در متن را ، بر فرو لغزيدن در دام بىاحتياطى و بىامانتى و دستبردهاى بى جا و ناروا و « شدرسنا » ، برگزيدهايم . نمونه را ، در دستنوشت ( رويههاى 31 و 32 ) مىخوانيم : همه لشكر طالوت مؤمن بوذند الّا طايفه كى از جوى آب خوردند . . . . در اينجا « طايفه » به ظاهر بايد « طايفهاى » خوانده شود ؛ پيشينيان « طايفهاى » را بعضا به ريخت « طايفهء » مىنوشتهاند و اين از نظائر فراوانى كه همانندان اين ريخت زبانى در دستنوشتهاى ديرينه دارد ، دريافتنى است . در اين جايگاه ، متن ما نيز ( گويا ) همين ريخت « طايفهء » را عرضه مىدارد كه البتّه - باقتصار يا سهو - « ء » را ندارد ، و ما امينانه و محتاطانه ريخت مكتوب در دستنوشت را نگاهداشتهايم . نگارنده خود مىداند يادآوريهاى وسواس آميز وى در باب وجوه محتمل در قرائت متن و ناروشنيهاى عكسهاى مورد استفاده در تصحيح ، براى عموم خوانندگان ملال آورست ؛ ليك « نكوهش » ها را به جان مىخرد و مىكوشد از سهل انگارى ، به قدر وسع خويش ، دورى كند . با اينهمه ، هم اكنون از چند موردى هم كه از آن شيوهء وسواس آميز عدول كرده ، بيمناك است . از جمله ، در موارد متعدّدى قسمت مربوط به نصّ آيات قرآنى ( كه پس از عبارت « قوله تعالى » جاى داشته ) ، در عكس دستنوشت