أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

551

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

ص 425 و 426 ) . ( در « بر منافق » هم سياق « حكم على فلان » نمودارست ) . و اللّه أعلم بالصّواب . ( 1233 ) 82 / 14 و 15 « عمر منافق را بر يهودى حكم فرموذ » . در كاربرد « را » و « بر » دقيقه‌اى مىتوان جست كه در يادداشت پيشين بحث آن آمد ( به ويژه نگر آن گواه را كه از تفسير شيخ ابو الفتوح - طاب ثراه - آورديم . ) شايان ياد كردست كه « فرمودن » را در اين جمله با كاربرد گراميدارانهء امروزينش نياميزند ، فلا تغفل ! « فرمودن » به معناى مطلق دستور دادن - بىگراميداشت يا تجليل ضمنى - در متون قديم آمده و ما را حاجت به استشهاد نيست كه اهل ادب اين معنا را فراوان ديده‌اند . « حكم فرمودن » نيز - در اينجا - مطلق قضاوت و حكم كردن و در قضاوت حكم را - كه قرين « قطع » و « امر » ست - صادر كردن مىباشد . ( 1234 ) 82 / 16 « عرض كرديم » . « عرض كردن » يعنى : عرضه كردن ، عرضه داشتن . مصنّف - عليه الرّحمة - خود جائى ديگر ، در « بلابل القلاقل » ، نوشته : « شير بر ايشان عرض كردم ، بياشاميذند » ( عكس دستنوشت ، رويهء 97 - طبق عكس موجود نزد ما ) ؛ در اينجا هم « عرض كردن » به معناى « عرضه كردن » است . ( 1235 ) 82 / 18 و 19 « و در قول منافق . . . واضح است » . مصنّف - أعلى اللّه مقامه - اشارتى تيزبينانه و - به شيوهء برگزيده‌اش - پوشيده و مستور ، فرموده است ؛ فتأمّل . ( 1236 ) 82 / 21 و 22 « فمن . . . الوثقى » . البقرة / 256 . ( 1237 ) 82 / 22 « . . . و « عروهء وثقى » آل محمّداند » . عليهم الصّلوة و السّلام . سنج : البرهان في تفسير القرآن ، السّيّد هاشم الحسيني البحراني ، ج 1 ، ص 243 . ( 1238 ) 82 / 26 و 83 / 1 « فاطمهء دختر رسول - صلوات اللّه عليهما - » . چنين است در دستنوشت . امروز معمولا مىگوئيم : « فاطمه ، دختر رسول ، - صلوات اللّه عليهما - ) - و يا : « فاطمه كه دختر رسول بود - صلوات اللّه عليهما - » . خلاصه ، طرز تعبير مصنّف - قدّس سّره - كهن است و سخت خورند نگرش . ( 1239 ) 83 / 8 « صنعت » . ظاهرا مصنّف - عليه الرّحمة - « صنعت » را با نگرش به « صنع يصنع كذا » ( چنين كرد ، مىكند ) و به معناى كار و عمل و فعل به كار برده است . اسفراينى در گزارش همين بهرهء شريف قرآنى نوشته : « چون كنند » ( تاج التّراجم ، ج 2 ، ص 502 ) و ابو حفص نسفى گفته : « چگونه كنند » ( تفسير نسفى ، ج 1 ، ص 128 ) .