أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

545

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

( 1186 ) 75 / 7 و 8 « نيز هم » . در سنجش با سياق امروزينه ، شگفت ، و براى أذهان خوگر به زبان معاصر ، ثقيل است كه بين « نيز » و « هم » جمع كرده شود ولى قدما اين كار را كرده‌اند . حافظ گويد : دردم از يارست درمان نيز هم . . . . ( 1187 ) 75 / 9 « أزاحت » . در كتاب المصادر آمده : « الازاحة : دور كردن . » ( ص 500 ) . ( 1188 ) 75 / 11 و 12 « متواتر و غير متواتر » ، « اخبار آحاد » . نگر : أصول الحديث و أحكامه في علم الدّراية ، تأليف الأستاذ السّبحانى ، الفصل الأوّل . ضمنا در دستنوشت در كتابت لفظ « خبر » كه در فاصلهء دو پارهء پيش آورده جاى گرفته ، راء هم مكسورست ولى كسره ( ظ . ) به همان قلم ثانى پيشگفته است . ( 1189 ) 75 / 14 « توان كرد » . چنين است در دستنوشت ؛ نمودار تلفّظى كهن مىباشد . ( 1190 ) 75 / 14 و 24 « اعتماد » ، « مطّلع » ، « را » . در عكس ما بكمال روشن نيست . گمان مىكنم درست خوانده باشم . ( 1191 ) 75 / 25 « جليى » . در دستنوشت « جلى » كتابت گرديده و بالاى سر ياء ، يك « ء » گذاشته شده . ريختى كهن است در كتابت . آيا ممكن است « حل » را سهوا چنين نوشته باشد ؟ ( 1192 ) 75 / 26 « مشتبه » . حركتگذارى چنين است در دستنوشت . امروزه معمولا به زبر باء مىگويند . در فرهنگ فارسى معين ( ذيل « مشتبه » ) آمده : « در تداول جملاتى نظير « فلان امر مشتبه شده » به صورت اسم مفعول به كار ميرود در صورتى كه در عربى نيامده . » . ( 1193 ) 76 / 7 تا 19 « بران نصّى فرستذ » ، « هم » ، « قايل‌اند » ، « ميدانند بامامت » . در عكس ما ، در مورد اوّل ، لفظ نخست ، و در موارد ديگر ، كلّ عبارت ، بروشنى خوانده نمىشود ؛ ولى دور مىدانم غلط خوانده باشيم . ( 1194 ) 76 / 20 « مدّعيى » . در دستنوشت « مدّعى » با يك « ء » بر بالاى ياء نوشته شده . ( 1195 ) 76 / 22 و 23 « اين اصلى است كه سيّد مرتضى علم الهدى - رحمة اللّه عليه - استخراج كرده است و آن را استنباط كرده . . . » . « سيّد مرتضى علم الهدى » : شريف مرتضى علم الهدى علىّ بن الحسين موسوى بغدادى ، زاده به سال 355 ه . ق . و در گذشته به سال 436 ه . ق . ، از بزرگترين فقيهان و متكلّمان و اديبان شيعه بشمارست . در خاندانى صاحب حسب و نسب گرامى زاده شد و باليد ؛ نزد كثيرى از دانشمندان روزگار دانش آموخت از جمله ابن نباته و شيخ مفيد - قدّس سّره . وى گذشته از جايگاه علمى - دينى بلندى كه در روزگار خويش داشت ، به سبب رفعت مقام اجتماعي ، با بسيارى بزرگان گروههاى مختلف عصر ارتباط مىيافته و مردى نامور بوده .